تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات زندگى صبحى و تاريخ بابيگرى و بهائيگرى ( فارسى ) — صفحة 423

مساهمون:

ص٤٢٣
بانوى آمريكايى مذكور در بند اوّل اين نامه در كتاب مذكورش راجع به وصيتنامه ايرادى بزرگ گرفته عكس فوتوگرافى وصيتنامه را با الواح اصلى عبدالبهاء به يك متخصص خط و املاء در لندن فرستاده و در صحت و وثوق وصيت‌نامه رأى اهل خبره را طلبيده . متخصص پس از تدقيقات موشكافانه و تتبعات دقيقه با دلايل و مدارك بر جعليت وصيت‌نامه رأى داده و رأى وى با عكس وصيت‌نامه در كتاب بانو مندرج است . هم ميرزا محمدعلى در وصيتنامه و مذاكرات خود و هم ميرزا بديع‌الله در مذاكرات خود ، طعون و اتهامات وارده را در وصيتنامه با دليل قاطع و برهان ساطع رد و جرح و تكذيب نموده‌اند وصيت‌نامه‌ى ميرزا محمدعلى گراور شده است ، مىتوانيد نسخه‌اى از او از آقاى محمد امين بگيريد . . . عكسى را كه در عدسيه برداشته شده داشتم ، ولى متأسفانه اين عكس اثناى غارت اموال اينجانب از طرف كليميان از دست رفت . سلام و تحيات و اشواق . . . » من مىخواستم اين نامه را واريز و گسترده كنم تا براى همه روشن شود ، ولى چون مىدانم با اندك باريك‌بينى و ژرف‌نگرى هر كس بسيارى چيزها از آن دريافت مىكند از گسترش آن چشم پوشيدم . از چند سال پيش من آگهى پيدا كردم كه شوقى همه‌ى خويشاوندان و پدر و مادر و برادرها و خواهرها و دائيزه‌ها و فرزندان‌شان را رانده و ميان آنها تيرگى پديد شده و اكنون همه‌ى كارها در دست بيگانگان است و بزرگ و سر بهائيان آنجا هم يك بيگانه است و هيچ ايرانى دست‌اندركار نيست جز لطف‌الله حكيم كه از جهودان بهائى است و كارش آوردن و گرداندن هبائيان است بر سر گور سروان اين كيش كه در ايران به اين كار « زيارتنامه خوانى » مىگويند . از اين رو بر آن شدم كه با چند تن از آنها در نامه‌نويسى را باز كنم و بر بسيارى از چيزها آگاه شوم ؛ آنها هم پذيرفتند و بىدريغ پرسش‌هاى مرا پاسخ مىدادند كه پاره‌اى از آنها را در اينجا براى شما مىآورم . در ميان