حال عيال و اولادش در آن صفحات هستند و صنعت نجارى داشته او را وادار مىكنند قطعه ملكى كه داشته وقف نمايد و بعد او را جهت تعمير بعضى از اماكن مشرفه مىطلبند كه مدتى ما بين حيفا و عكا مشغول خدمت بود ؛ از قرار مسموع و العهدة على الرواى اذن رجوع به وطنش و ملاقات عيال و اطفالش را مىطلبيد اذن صادر نمىشود و از طرفى هم از طرف بعضى خيرخواهان بدمعاملهگى مىبيند از حال و حياتش بيزار مىشود و به نوشيدن مهلكى خود را تلف مىنمايد و جان را به جان آفرين تسليم مىكند ، اين هم اجر زحمات و مكافاتش . »
اگر بخواهيم از ميان نامههاى رسيده سخنانى خارج كنيم خواهيد ديد تا چه اندازه از راه داد و درستى دور است . همهى كسانى كه روزى در اين كيش استوار بوده و سرافرازى مىنموده به كنارى رفتند و اكنون يك مشت جهود در اين كيش آمدهاند كه از سويى نام يهودى را ننگ مىشمارند و از سويى با مسلمانى دشمناند و به گفتهى مردم مىخواهند ايزگم كنند كه اگر كسى بپرسد شما چه دينى داريد ؟ بگويند : بهائى ، ديگر نام از كيش پيش خود نبرند .
اين را هم بدانيد كه من با مردم هيچ كيش و آئينى دشمنى ندارم و در ميان اسرائيل دوستان بسيارى دارم ، ولى با اين گروه كه به دروغ و از راه ريو « 1 » خود را بهائى ناميده و من آنها را جهود مىخوانم دل خوش ندارم ، زيرا اينها در سايهى اين نام كه مردم اينها را يهودى ندانند كارهاى زشت بسيار كردهاند كه زيانش به همهى مردم كشور رسيده است .
گرانى خانهها و بالا بردن بهاى زمينها و ساختن داروهاى دغلى و دزدى و گرمى بازار سادهخوارى « 2 » و بردن نشانههاى باستانى به بيرون كشور و تبهكارى و ناپاكى و روايى بازار زشتكارى و فريب زنان ساده به كارهاى ناهنجار ، همه با دست اين گروه
هامش
( 1 ) . ريو : فريب ، مكر ، تزوير
( 2 ) . ساره : رشوه ؛ سارهخوارى : رشوهخوارى