تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات زندگى صبحى و تاريخ بابيگرى و بهائيگرى ( فارسى ) — صفحة 330

مساهمون:

ص٣٣٠
خوشخوان و در بهائىگرى استوار بود جويا شد و از او ستايش نمود و گفت : « با آنكه خويشاوندى نزديكى با « حرم كاشى » داشت و او و دخترش فروغيه خانم با من خوب نبودند ، خديجه سلطان از پى آنها نرفت و در دوستى ما پايدار ماند . » ( حرم كاشى سومين زن بهاء و زن‌پدر عبدالبهاء و فروغيه دخترش بود . ) بارى گفتگوى خانوادگى به ميان آمد و در اين زمينه سخن‌ها راند كه اكنون جاى گفتنش نيست . ديگر روز ديگران هم هر آنچه آورده بودند ، پيشكش كردند . يكى از چيزهايى كه از تهران براى عبدالبهاء ( به فرموده‌ى خودش ) با دست ابن اصدق برديم كتاب « كشف‌الغطاء » بود . نخست كسى كه در كاشان به گفتار ملاحسين بشرويى پيرو باب شد حاجى ميرزا جانى كاشانى بود و در آن روزها كه باب را از اصفهان به سوى تهران مىآوردند و از كاشان گذشتند ، حاجى ميرزا جانى با برادرهايش از او ديدن كردند . مىگويند از نگهبانان خواهش كرد كه كاروان باب را سه شب در كاشان لنگ كنند و براى هر شب صد تومان بگيرند و اين سرافرازى را به او بدهند كه سه شب مهماندار باب باشد و چنين كردند . حاجى ميرزا جانى نخستين كسى بود كه در پيدايش باب و سرگذشت او دفترى ساخت و پرداخت و نام آن را « نقطالكاف » گذاشت . سپس در روزگار بهاء مردى به نام ميرزا حسين همدانى آن دفتر را به دست آورد و به گفته‌ى خود از روى آن به نام « تاريخ جديد » چيزى نگاشت و پس از او آقا محمد كه به فاضل قاينى و هم نبيل نامور بود همين كار را كرد . بيشتر بهائيان در آن روز چنين مىپنداشتند كه « تاريخ جديد » و نوشته‌هاى فاضل قاينى و ديگران با « نقطالكاف » برابر است كه ناگهان در سال 1289 خورشيدى با بهترين برش و اندازه‌ى « نقطالكاف » از چاپ درآمد و پخش شد و اين كار به دستيارى خاورشناس دانشمند پروفسور ادوارد براون انجام يافت . اين مرد در آئين بابى و شاخه‌هاى آن ، كاوش بسيار مىكرد و در ايران با دسته‌هاى گونان اين گروه ديدار و آميزش داشت . در قبرس صبح ازل و در عكا بهاء را ديد و دفترها نوشت و