تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات زندگى صبحى و تاريخ بابيگرى و بهائيگرى ( فارسى ) — صفحة 300

مساهمون:

ص٣٠٠
موعود محمد بن حسن است كه پيغمبر ما به ما خبر داده است چه دخلى به ميرزا علىمحمد شيرازى دارد كه بيايد همچو دعوى كند . س - آنها چه دليلى بر رد قول شما اقامه كرده‌اند ؟ ج - آنها مىگفتند ، همچنان‌كه حضرت اميرالمؤمنين مىفرمود من عيسى و موسى و حضرت يحيى هستم اين هم آمد و گفت من محمد بن حسن هستم و در كتابش هم نوشته است . س - حضرت كه مىفرمود : من عيسى و موسى و يحيى هستم ، بر صدق قول خود معجزات آنها را ظاهر مىكرد از قبيل مرده زنده كردن و انداختن بيل و مار شدن . آنها چه جواب مىدادند و چه مىكردند ؟ ج - آنها جواب مىدادند كه اولًا حج اعظم كتاب است ، ثانياً او هم داراى اين معجزات بود . س - كى ديد ؟ ج - بنده نه ميرزا علىمحمد را ديدم و نه عكا رفته‌ام كه ميرزا حسينعلى را ببينم تشخيص اين مطلب موقوف به فرمان دولت است . س - شما در اين مدت به عقايد شريعت محمدى ( ص ) باقى بوديد يا خير ؟ ج - تاكنون كه باقى هستم . س - يكى از عقايد متشرعين اين است كه اگر كسى بيايد بر ضد شريعت يا بر طبق شريعت دعوى بكند و نتواند او را به دلايل و برهان و خرق‌عادت و كشف كرامت بر همه كس معلوم بدارد همچو كسى كافر است ؟ ج - بدون گفتگو اين حرف صحيح است . س - بر شما كه در اين مدت به اقرار خودت حقيقت اينها معلوم نشده چگونه معاشر بودى و حال آنكه معاشر بودن با اين همه به قانون شرع حرام است ؟ ج - در صورت الجاء بود معاشرت با اينها . س - بطلان اينها را در اين مدت فهميديد يا ترديدى داريد ؟ ج - ترديد ندارم ، ولى اگر روبه‌روى اينها بخواهيد اين كلمه را بگويم به حكم تقيه نخواهم گفت . س - آنچه بر خودت معلوم شده از قرار اين تقريرى كه مىكنى ، پس اينها باطل‌اند تو به چه جهت پيروى كرده معاشرت مىنمايى ؟ ج - بلى ؛ عرض كردم اصل معاشرت بنده از راه الجاء بوده براى حفظ نفس كه ناچار يك طلبه‌ى فقير با دو طايفه‌ى بزرگ نمىتوان معاندت كرد . س - اگر تو تبرى كنى و داخل در اثنا عشرى باشى و از بابيه كناره كنى البته در پناه خواهى بود و بيشتر از اذيت محفوظ مىشوى . ج - معلوم است در صورت اطمينان به آنچه فرموديد من از صميم قلب تبرى خواهم