تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات زندگى صبحى و تاريخ بابيگرى و بهائيگرى ( فارسى ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
قبول و تصديق استيحاشى « 1 » نمىداشتند و جميع لوازم دينشان هم برپا و برجا بود ؛ نماز مىخواندند ، روزه مىگرفتند ، در مسلمانى اگر قتله‌ى سيدالشهداء را لعن مىكردند ، در بهائيت و بابيت قاتلين سيد باب را ، آنجا اگر خارجى از اسلام را مرتد و بىدين و مستحق عذاب مىدانستند و به‌نظر غيظ و تعصب مىنگريستند در اينجا مرتد از بهائيت را . همچنين با هريك از اصحاب ملل بر وفق ذوق او رفتار مىكرديم ، در صورتى كه حقيقت غير از همه‌ى اينها بود .

دروغ در تاريخ‌نويسى

در تبريز شنيده شد كتاب تاريخ آواره « كواكب الدريه فى معاصر البهائيه » از چاپ به در آمده به توسط يكى از دوستان يك دوره از آن خواستم و با دقت تمام از اول تا آخر آن‌را خواندم . اگر چه از انسجام و تركيب الفاظ كمالى داشت ، ولى جنبه‌ى تاريخى داراى نقايص زياد بود ، زيرا تاريخ بايد آئينه‌ى حقيقت‌نمايى باشد صورت حوادث واقعه را و جز از در راستى سخنى در آن نرود . بنده چون اين عيب را در آن تاريخ ديدم ، نپسنديدم و اغلاط آن‌را در اوراقى گرد آورده به‌زودى براى ميرزا هادى افنان شيرازى به حيفا فرستادم ، چه معتقد بودم حقايق تاريخى را نبايد غمض عين كرد ، نگفت آنچه را كه واقعيت ندارد و يادآورد همه‌ى وقايع را هرچند به صرفه مقرون نباشد . و نوشته‌هاى تاريخى اين طايفه از اين نقصيه بيرون نيست ، چه اهل بهاء اصرارى دارند كه آنچه مىنويسند با متن مقاله‌ى سياح موافق آيد و حال آنكه مقصود عبدالبهاء از تأليف مقاله‌ى سياح ، بيان تاريخى نبوده ، بل استدلالى بود كه تاريخ بهانه‌ى آن شده و بسيارى از مطالب غير مقتضيه از آن حذف گشته ؛ چون منافسات « 2 » ازل و بهاء در ادرنه و قضيه‌ى قتل هفت نفر در عكا به دست
هامش
( 1 ) . استيحاش : غمگين شدن ، دلتنگى ( 2 ) . منافسات : رقابت‌ها
خاطرات زندگى صبحى و تاريخ بابيگرى و بهائيگرى ( فارسى ) — صفحة 217 | فضل الله مهتدى