ظهور كرد ، آنگاه نوبت به موسى رسيد و چون او را دوره سپرى گرديد ، عيسى به ميان آمد و ششصد سال كه گذشت جمال احمدى جلوهى خويش بنمود و بالاخره بعد از هزار سال اين « ظهور اعظم » از پس همه آشكار گشت !
و جز اين اشخاص كه در دنيا ادعا كردند و چون راستگو بودند از پيش بردند ، مدعىاى پيدا نشد جز بعضى صداهاى خفيف كه برنخاسته فرو نشست و آنها هم معدود بلدرعداد هيچ بودند و با زحمت مىتوان يك نمونه از آنها به دست آورد كه آن هم مسيلمهى كذاب است .
و بعد از ظهور نبى كريم - عليه التحي و التسليم - تا ظهور باب « آب از آب تكان نخورد » و حادثهاى در عالم تشريع رخ نداد !
چون هر دورهاى را مقتضياتى است بنابر آن ، اوامر و احكام الهى گرفتار تغيير و تبديل است و نظر به اينكه امروز شرايع گذشته هيچيك قابل اجرا نيست اين ظهور ظاهر شد و موافق عصر تمدن و ترقى ، وضع قوانينى كرد ! و شريعت سهله به ميان آورد كه عقلانى صرف و هيچگونه خرافات و موهومات در آن وجود ندارد !
اما بعد از آنكه با بعضى از بزرگان مصر آشنا شدم و كتب اهل تحقيق را خواندم و عقايد متفكرين غرب را راجع به ديانت مقدس اسلام و مقام رسول اكرم - عليه السلام - دريافتم و فىالجمله بويى از معارف اسلام به مشامم رسيد ، دانستم كه ما چون تنها به قاضى رفتيم از اين جهت راضى برگشتيم و تمام افكار قبلى من و فعلى رفقايم تماماً از بىخبرى است . مسلمين ، بالاخص جماعت شيعه ، تنها مردمى هستند كه در آرا و اقوال دينيه اتكا به عقل روحى دارند و قرآن مجيد يگانه كتاب آسمانىست كه در آن ، جميع خلق را به تعقل و تفكر و تفقه دعوت و دلالت مىكند و راه سعادت را مىنمايد .
امروزه مسلمين در بعضى از ممالك خارجه مؤسسات مذهبى دارند و نفوس مهمه
خاطرات زندگى صبحى و تاريخ بابيگرى و بهائيگرى ( فارسى ) — صفحة 197
مساهمون: فضل الله مهتدى
ص١٩٧