بخوانيد و ترجمه نماييد و جميع را بر ثبوت بر ميثاق بخوانيد و شبهات هر متزلزلى سرى علىالخصوص نسا را دفع نماييد و الا در نهايت خطرى عظيم و همچو به فكر شريف نرسد كه جناب امين و يا باقراف شكايتى از نفسى نمودهاند ، نه به روح جمال مبارك قسم ادنى كلمهى نسبت به نفس ننوشتهاند ، ولى اين علم و فراست عبدالبهاءاست . بارى منتظر آنم كه تلغرافاً بشارت اصلاح دهيد . جناب باقراف جانفشانى بسيار تا به حال نموده حتى مصارف سفر آمريك را فىالحقيقه او تحمل كرده و تا به حال فلس واحد انتفاعى نداشته ، مگر آنكه جناب امين به او قرض نفعى داده و اين قرض دو ثلثش خود باقراف تقديم نموده ، زيرا هشتاد هزار تومان چندى پيش املاك تقديم كرده ، املاك را امين به هشتاد هزار تومان به خود باقراف فروخت بعد من چهل هزار تومان آن را به پسر خود باقراف بخشيدم ، ماند چهل هزار تومان ، جميع دين او ما بين پنجاه هزار تومان است ، ولى منفعت داخل است ، من مىخواهم منفعت را برگردانم . حقيقت مسئله اين است كه محرمانه به شما مرقوم مىگردد گوش به بعضى حرفها ندهيد ، محرمانه است .
عبدالبهاء عباس . »
* * * و بالجمله قسمت عمدهى عرايضى كه از اطراف مىرسيد با بيان اختلاف بين دو دسته از احبا يا بين دو فرد و يا اخبار حركات سوء ناشايستهى اهل بهاء و يا خود اخبار به مجارى امور و اوضاع ملك ملت بود و تمام اينها را عبدالبهاء جواب مىداد ؛ يعنى به نصيحت جماعات را به اتحاد و افراد را به اصلاح ذات بين دلالت مىفرمود ! و از اخبار مضره اظهار كراهت مىكرد و در ساير شئون دستورالعمل مىداد و هر آن لوح كه تعلق به قضيهى مخصوصى يا بيان حال شخص مظنونى داشت و يا كيفيت سلوك و طرز روش با ارباب حل و عقد را بيان مىكرد ، به قيد كلمهى محرمانه مقيد بود و آن قبيل الواح در نزد صاحبانش مخفى مىنمايد و ساير الواح عمومى كه مواعظ و نصايح بود ، چاپ و منتشر مىشد و بهانهى تبليغ و وسيلهى دعوت مىگشت .
خاطرات زندگى صبحى و تاريخ بابيگرى و بهائيگرى ( فارسى ) — صفحة 191
مساهمون: فضل الله مهتدى
ص١٩١