عبدالبهاء به ميرزا عبدالحسين آواره نوشته و بعضى مسائل را در حجاب ابهام و اجمال بيان كرده و آن اين است :
« تهران حضرت آواره عليه بهاءاللّه الابهى
محرمانه محرمانه
محرمانه ع ع
اى ثابت نابت « 1 » ! اغبرار « 2 » ميان شما وجناب باقراف و جناب امين سبب تزلزل امرالله در تهران خواهد گشت و ثابتين مأيوس و محزون مىشوند و متزلزلين اميدوار مىگردند و محركين جسور و بىباك مىشوند . حتى بعضى از متزلزلين حقى تهران مژده به متزلزلين سرى در ارض مقصود ( حيفا و عكا ) دادهاند كه بهسبب كدورت ما بين ثابتين عنقريب نقض در تهران ميدان خواهد گرفت ، در آنجا ناقضان كه آشكارند بسيار از اين خبر شادمانى مىنمايند . اين كدورت شماها از تحريك مفسدين طرفين است و اين قضيه به درجهى حاليه نخواهد ماند ، اين دائره توسع خواهد يافت ، زيرا كه مفسدين سرى در نهايت كوششاند و امرالله در خطر عظيم خواهد افتاد و يحيايىها ميدان خواهند گرفت و احبا از انظار به كلى خواهند افتاد ؛ انى اعلم ما لاتعلمون . و مؤسس اين فساد در اصل چند نسوان ، بعد بعضى رجال نيز منضم شدهاند و خود را در پردهى ستر نمودهاند و غرض شخصى دارند و از عبدالبهاء اغبرار دارند كه چرا عبدالبهاء مقاصد آنها را مجرى نداشت در نهايت تحريكاند ، عنقريب ظاهر خواهدشد .
بارى اين قضيه خطر است ، خطر است ، خطر هولناك است و چارهى اين الفت و يگانگى ميان شما و احباست . البته صد البته به وصول اين نامه با حضرات الفت نماييد و همدل و همافكار گرديد و شما در اكثر مجالس سورهى غصن را به جهت احبا
هامش
( 1 ) . نابت : روينده ، روياننده
( 2 ) . اغبرار : تيره شدن