تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات زندگى صبحى و تاريخ بابيگرى و بهائيگرى ( فارسى ) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦

مطالعه در احوال بهائيان عكا و حيفا

بهائيان عكا و حيفا كه اكثر فرزندان مهاجرينى هستند كه يا با بهاء بدان‌جا سركون شده و يا از بعد بدان‌ها پيوسته با آنكه از علوم و آداب بهره‌اى نداشتند ، مع‌ذلك به‌سادگى مردمان عامى نبودند و شغل روزانه‌شان جز آنها كه مواظبت خدمت عبدالبهاء مىكردند پيله‌ورى و پيشه و داد و ستد بود . عبدالبهاء چهار داماد داشت ؛ اول ميرزا هادى پدر شوقى افندى بود كه بزرگ‌ترين دختر عبدالبهاء ضيائيه خانم را داشت و به‌عكس آنچه اهل بهاء گمان كرده‌اند ، ميرزا هادى را نسبت نزديكى با سيد باب نيست چه پدر ميرزا هادى سيد حسين فرزند سيد ابوالقاسم سقاخانه است كه خواهر او را سيد باب در شيراز قبل از آنكه ادعا كند ، به زنى گرفت ، ولى زوجه‌اى كه سيد بعد از اظهار بابيت براى خود اختيار كرد در اصفهان دختر ملارجبعلى قهير بود كه بعداً از پيروان ازل گشت و تا چند سال پيش در تهران در قيد حيات بود . در هر صورت سيد ابوالقاسم ، جداعلاى شوقى افندى ، نسبتش با سيد باب از اين راه بود و گويند از جمله سردسته‌ى سينه‌زنان شيراز بوده و از موقوفات مزار شاه‌چراغ سالى چهل تومان وظيفه داشته ! داماد دوم عبدالبهاء ميرزا محسن افنان بود كه از جهت سن و معلومات و نسب بر ميرزا هادى فزونى داشت ، چه پدرش از مقربين درگاه بهاء و افنان كبير لقب داشت . و ميرزا محسن بعد از عبدالبهاء چنان از شوقى افندى خشنود نبود و گاهى اظهارى مىنمود و حرفى مىگفت كه به‌واسطه‌ى طول مسافت ، گوش بهائيان تهران آن اقاويل را نمىشنيد . ضمناً ميرزا محسن هم در اين جوش و خروش از بين رفت و افكار و اقوال وى مستور مانده يادى از آن به‌ميان نيامد . داماد سوم عبدالبهاء ميرزا جلال است كه پدرش سيد حسن اصفهانى را در اصفهان ظل‌السلطان به قتل رسانيد و بعد از قتل ، از طرف بهاءالله به‌لقب سلطان‌الشهدا ملقب