تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات زندگى صبحى و تاريخ بابيگرى و بهائيگرى ( فارسى ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
چون از بيان استدلال حكما به‌وجود كمال قوه‌ى حساسه و تعقل و تخيل در نفس نبى فارغ شديم ، گوييم كه در انبيا و نفوس كامله‌ى بشر قوه‌ى توهم به غايت ضعيف بود . حكماى مشائين و شيخ‌الرئيس ابوعلى سينا وهم را قوه‌ى مستقل دانسته ، ولى صدر المتألهين - قدس سره - بر اين قول است كه وهم استقلالى در نفس ندارد ، همان عقل است كه اضافه‌ى به جزئيات مىشود .

كاتب الواح

رجوع به مطلب : چون شغل كتابت به من واگذار گشت با نهايت دلگرمى مشغول به انجام آن شدم . هر روز از صبح تا ظهر در خدمت عبدالبهاء به نوشتن الواح و مكاتيب مىپرداختم . عبدالبهاء گاهى مقالات و رسائل و بيشتر از اوقات عرايض احبا را كه بر روى يكديگر به ترتيب در نزد خود گذاشته يك‌يك مىخواند و جواب مىداد ، يعنى مىگفت و من به‌سرعت مىنوشتم ؛ آن نوشته‌ها را احباب عزيز مىدارند و « خط نزولى » مىگويند ! چون مقدارى از آنها جمع مىشد مىگرفت و نظرى كرده به من مسترد مىداشت تا پاكنويس كنم و به امضايش رسانده مأمورين ارسال مكاتيب به اطراف بفرستند . و چون تمام اوراق و مكاتيب سپرده به من بود و آن همه ، اسرار امر بهائى شمرده مىشد عبدالبهاء مرا از مسافرخانه به يكى از خانه‌هاى نزديكان خود و بالاخره در سراى منور خانم دختر خويش كه آن ايام به مصر رفته بود ، جاى داد و من تا روز بيرون آمدنم از حيفا در آنجا بودم . آن ايام عبدالبهاء از طرف دولت انگليس به اخذ نشان و لقب سرى نامزد شده بود و آنها در سراى حكومت براى اعطاى آن جشنى آراستند و عبدالبهاء را خواستند و در حضور وجوه اهالى بلد ، آن نشان را تسليم به او كردند .
خاطرات زندگى صبحى و تاريخ بابيگرى و بهائيگرى ( فارسى ) — صفحة 181 | فضل الله مهتدى