تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات زندگى صبحى و تاريخ بابيگرى و بهائيگرى ( فارسى ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
مكتوب را ميرزا آقاجان به اينطور ( خ‌ادم ) امضا مىكرد . در ابتدا بهائيان تصور مىكردند كه آنچه از قول ميرزا آقاجان است در حقيقت از خود او است و چون اين امر موافق مصلحت نبود بهاء در اين اواخر ميل داشت كه وى در همه جا اظهار كند كه مجموع آن كلمات ولو از قول من نوشته شده ، ولى از من نيست . و گذشته از اينكه ميرزا آقاجان در مقام رفع اشتباه برنيامد به سكوت افهام نمود كه جمله‌ى آن سخنان از من است از اين جهت بهاء از او دلگير شد . عبدالبهاء مىگفت : « جمال مبارك به من فرمودند هر زمان كه ميرزا آقاجان آنچه از او فوت شده تدارك نمود قلم عفو بر گناهانش كشيد . » در هر حال عبدالبهاء پس از آنكه بهاءالله از جهان فانى رخت برون كشيد به هر نحو بود از ميرزا آقاجان نوشته‌اى گرفت كه آن الواح از ابتدا تا انتها حتى امضاى ( خ‌ادم ) از جمال مبارك بوده ! با همه‌ى اين تفاصيل ميرزا آقاجان بر امر مستقيم نشد و در حال حيرت در سنه‌ى 1319 قمرى پس از هفتاد سال زندگانى از قيل و قال نقض و ثبوت و كفر و ايمان رست و به جهان ديگر پيوست .
اگر مستان مستيم از تو ايمون * اگر بى پا و دستيم از تو ايمون اگر گبريم و ترسا يا مسلمان * به هر ملت كه هستيم از تو ايمون
ميرزا آقاجان فوق‌التصور مورد توجه بهاء بوده و الواح عديده در حق او صادر كرده و كمال عنايت را درباره‌ى او مبذول داشته ، چنان‌كه در لوح يا مبدع كل بديع در حق او گويد : « و بعد الاغصان قد قدر لعبد الحاضر لدي العرش مقاماً رفيع ! » و هم در لوح ديگر خطاب به او مىفرمايد : « اى عبد حاضر لدىالعرش حمد كن محبوب عالمين را كه به لقاءالله در ليالى و ايام فائز و به خدمتش مشغول ، به حبل قناعت متمسك شو چنان ملاحظه مىشوى كه اگر الواح ابداع به طراز قلم مالك اختراع مزين شود تو به هل من مزيد ناطقى ، اين ايام به هر سمتى توجه مىشود قلم و لوحى خادم معين نموده كه شايد به قلم قدم مزين شود نزديك به آن رسيده كه خامه