آثار و محرم اسرار خويش كردم ! .
كتاب وحى ( ميرزا آقا جان كاشى )
در ايام سيد باب ، سيد حسين يزدى كه يكى از پيروان او و هميشه ملازمت خدمت سيد را داشت ، كاتب الواح و كلمات بود ، تا آنگاه كه باب را به مقتل آوردند ، سيد حسين از او تبرى جست و از چنگال مرگ جست .
اما كاتب وحى در ايام بهاء ميرزا آقا جان و اصلًا از بابيان كاشان بود . در جوانى به بغداد رفت و در سلك خدام بهاء منتظم گشت و پس از فوت آقا محمدجواد خادم خدمات حضورى بهاء و بالاخره كتابت وحى به او واگذار شد و همچنان در كمال دقت و از روى صميميت مواظبت در خدمت مىكرد تا قبل از درگذشتن بهاء به واسطهى كدورتى كه از او در دل گرفت محبت و ايمان خود را به وى از دست داد .
مقدمتاً به عرض مىرسانم كه تشكيل اندرون و بيرون و اوضاع و احوال بهاء حكايتى كوچك با مختصرى تغيير از دربار سلاطين قاجار بود . مثلًا بهاءالله سه يا چهار حرم داشت ، يكى نوابه خانم مادر عبدالبهاء و سلطان خانم ( كه بعدها بهائيه خانم شد و ورقهى عليا لقب گرفت ) و ميرزا مهدى غصن اطهر ، دوم خانم باجى مادر محمدعلى افندى و ميرزا ضياءالله و ميرزابديعالله و صمديه خانم ، سوم گوهر خانم مادر فروغيه خانم ، ، چهارم جماليه برادرزادهى آقا محمدحسن خادم مسافرخانه كه مىگويند وجاهت و جمالى به كمال داشته . در بين اين زنان محترمتر از همه والدهى محمدعلى افندى بود كه بهاءالله او را مهد عليا لقب داد .
امور خارجى بهاء به حسن تدبير و كفايت عبدالبهاء عباس افندى اداره مىشد كه غصن اعظم لقب داشت و امور داخلى برعهدهى محمدعلى افندى غصن اكبر بود و وزير و ظهير در كليات امور ميرزا آقاجان كاشى بود كه لقب خادمالله و عبد حاضر لدىالعرش گرفت . خود بهاء انس و الفت با كسى نداشت و كمتر اشخاص را در