تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات زندگى صبحى و تاريخ بابيگرى و بهائيگرى ( فارسى ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
مدت كم درك جزئياتى از مطالب كرده آشنايى با كليات پيدا مىكردند و به‌مدد عقل بويى از حقيقت به‌مشامشان مىرسيد و البته اينان نيز چون در مراتب مختلفه‌اى واقف بودند بر طبق عقول و انظار مدركاتشان متفاوت بود . * * *

بيانى در عقل

عقل كلمه‌اى است مقول به تشكيك ، يعنى اطلاقات و معانى متعدده دارد . در حكمت متعاليه چنين تعبير كنند كه جوهر مجردى است كه در صدور افعال محتاج به آلات و قوانى است . و عرفا گويند نورى است روحانى كه به واسطه‌ى آنها نفس دريافت مىكند آنچه را به حواس ادراك نمىشود . اما آن معنى كه در اينجا مقصود ماست قوه‌ى درك كليات است و هم جودت فكر « 1 » و استنباط منافع شخصى در امور مادى و معنوى و تشخيص خطا از صواب و استعداد قبول علوم نظريه و تدبير صناعات فكريه و امثالها . و ببايد دانست كه نفس انسانى را دو عقل است : عملى و نظرى ؛ چه نفس را نظراً و عملًا مراتبى است كه به تدريج آن‌را طى مىنمايد و در هريك در آن مراتب ، تعيّنى مخصوص و به اسمى موسوم مىگردد . در قوه‌ى نظريه نفس را چهار مرتبه است : اول استعداد معقولات اوليه كه به عقل هيولانى موسوم است ؛ دوم استعداد كسب نظريات معقوله از معقولات اوليه ، چه از طريق فكر چه از راه حدس ، و اين را عقل بالملكه گويند ؛ سوم استعداد استحضار بر نظريات مكتسبه هر وقت كه اراده كند و اين عقل بالفعل است ؛ چهارم مرتبه‌ى انعدام قوه و استعداد و استحضار بر علوم مكتسبه به حالت مشاهده و اين را عقل مستفاد نامند . به عبارت اخرى عقل نظرى انسان يا در رتبه‌ى فعليت صرفه است يا در مرتبه‌ى
هامش
( 1 ) . جودت فكر : خوش‌فكر بودن