تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات زندگى صبحى و تاريخ بابيگرى و بهائيگرى ( فارسى ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
وارد اسلامبول شديم در آن‌طرف جسر يك‌شب ما را نگاه داشتند و مستحفظان بر ما گماشتند ، يكى در سر پل نى مىزد به اندازه‌اى در من مؤثر آمد كه تا صبح نخوابيدم » ! .

گذر به عكا

بعد از اختتام جنگ بين‌المللى نظر به اهميتى كه حيفا پيدا كرد عبدالبهاء اقامت در عكا را ترك گفته حيفا را مركز دايره‌ى كار خود قرار داد . حيفا شهرى است كه در دامنه‌ى كوه كرمل واقع است و متجاوز از دو فرسخ تا عكا فاصله دارد ، ولى چون بيت بهاء در عكا و مرقد او در خارج آن شهر است عبدالبهاء بالكل از آنجا قطع علاقه نكرد و سالى چند دفعه و هر دفعه يكى دو هفته در آنجا به‌سر مىبرد . زوار بهائى كه به حيفا وارد مىشدند در طول مدت اقامت دو يا سه سفر به زيارت قبر بهاء مىرفتند و مدفن او در جوار قصر بهجى يك ميل دور تر از شهر است . قصر بهجى كه يكى از بناهاى عالى آن حدود است ، مدت نه سال اقامتگاه بهاء بوده و بعد از او زنان و فرزندانش به استثناى عبدالبهاء و اهل بيتش در آنجا روزگار مىگذراندند و مادامىكه عبدالبهاء در قيد حيات بود با وجود خصومت و خلاف فيما بين در اين فكر نيفتاد كه برادران و زوجات پدر و كسان خود را از آنجا به در كند ، ولى بعد از او شوقى افندى اقدام به اين كار كرد و به استعانت و استمداد مأمورين دولت انگليس عائله‌ى بهاء را كه متجاوز از چهل و پنج‌سال در آن قصر سكونت داشتند بيرون كرده آنجا را تصرف نمود . در جنب قصر بهجى سه عمارت است كه به يك طرز ساخته شده ، در يكى از آنها كه كنار واقع گشته و تعلق به فروغيه خانم دختر بهاء داشت بهاء را مدفون ساختند و به اسم « روضه‌ى مباركه » آنجا را مزار متبرك و قبله‌ى بهائيان كردند ! آداب زيارت آن مكان بدين گونه است كه از باغچه‌ى بيرون عمارت گذشته وارد كفش‌كنى مىشوند كه در انتهاى مقبره است ، در آنجا كفش‌ها را از پا بيرون آورده وارد
خاطرات زندگى صبحى و تاريخ بابيگرى و بهائيگرى ( فارسى ) — صفحة 158 | فضل الله مهتدى