طورىكه شنيدم در سرتاسر خاك وسيع روسيه اين امتياز فقط در حق او مخصوص گشت و مقصودم از ذكر آن رادمرد اين بود كه اهل اعتقاد و آنانكه عبادت را در خدمت خلق مىدانند آمرزش روان و فتوح روح او را در جهان ديگر از خداوند بخواهند ؛ رحم الله عليه رحمً واسعه .
الغرض در صحبت حاجى امين از بادكوبه به لنكران و از لنكران به آستارا و از آنجا به بندر پهلوى رفته چند روزى براى ديدار دوستان در آن نقطه متوقف بوديم تا وقتى كه عازم رشت شديم و در محافل عديده ، بهائيان رشت و گيلان را ملاقات نموده رهسپار قزوين و مضيف مرحوم حكيمباشى و از آنجا روانهى تهران گشتيم .
تأثير سفر تبليغى در افكار من و مطالعهى احوال بهائيان تهران
سفر من قريب سه سال به طول انجاميد و در اين مدت دائماً در شهرها و قصبات در سير و حركت و با اهل بهاء در انس و الفت بودم و چنانچه شيخ اجل فرمايد : « فوايد سفر بسيار است ، از نزهت خاطر و جذب فوائد و ديدن عجائب و شنيدن غرائب و تفرج بلدان و محاورت خلان و تحصيل جاه و ادب و مزيد مال و مكسب و معرفت ياران و تجربت روزگاران » ، من نيز در خور استعداد خود درك منافعى كردم و نيز راجع به بهائيت از طريق مشاهدات معلوماتى گرفتم ؛ از جمله دانستم كه مبلغين به طورىكه در سابق تصور مىكردم برتر و بالاتر از همهى اهل بهاء و ذرهاى از رغبات طبيعى و اهواء نفسى در آنها نيست ، نه چنين است ، بلكه در بين بهائيان نفوسى يافت مىشود كه از هر جهت كاملتر از آن صنفاند و نيز معلوم كردم كه بهائيان روستايى هر چند افكارشان محدود است ، ولى باكمال و با ايمان و خونگرمتر از بهائيان شهرى بالاخص بهائيان تهراناند و شهرىها هم نسبت به اختلاف مشاعر ، در درجهى ايمان مختلفاند .
و ديگر از مشاهدات من وفور تعصب اهل بهاء بود كه با آنكه يكى از اصول اين