فرزند بدانجا كوچ كرد ، در اين اثنا حاجى امين از تركستان مراجعت كرد و قرار حركت را براى روز معينى داد اين بنده پس از اخبار حاجى امين ، براى وداع با شيخ محمدعلى به فيروزه رفتم و دو سه روزى هم در آنجا ماندم ، پس بهشهر برگشته به همراهى حاجى امين آهنگ تهران كرديم .
* * *
أمناى بابيه
حاجى امين يكى از مقتدرين و منتفذين اين طايفه و به نظر من از اعجوبههاى زمان بود و خالى از فايده نيست كه قدرى با صفات و حالات اين مرد كه در تاريخ بابيه از رجال مهم است آشنا شويم و مقدمتاً به وجه تسميهى اين اسم ، يعنى امين پرداخته ، گوييم :
سيد باب براى خود و ظهور بعدش در بيان امتيازاتى قائل شد و در اين باب فرايضى بر امت واحب كرده ، از آن جمله در باب سابع از واحد خامس مىگويد : « خداوند اذن فرموده كه در هر ارضى هر شىء نيكويى هست مؤمنين به بيان تحصيل نمود ، لعلّ يوم ظهور حق ، شيئى به محضر مالك خلق رسد كه محبوب او افتد . » و نيز در باب رابع از واحد ثامن گويد : « ان كلشيء اعلاه للنقطه و اوسطه للحروف الحى و ادناه للخلق . » و ايضاً در باب خامس از واحد ثامن مىفرمايد : « فرض على من يقدر ان يأخذ ثلث الماس عدد البسم و اربع لعل اصفر عددالله دسته زمرد عددالامنع دسته ياقوت عدد الاقدس انيأخذ و بسلم من يظهره الله و حروف الحى فى يوم ظهورهم . »
ملخص اين باب آنكه در مواقع خود ذكر كل وجود در بيان است و كل بيان در واحد اول و واحد اول در نقطهى اول و از آنجايىكه در يوم قيامت حشر كل بر درجات اين واحد به امر واحد اول واحد است در كل يك ماه حيوان ديده مىشود كه امرالله باشد و از آنجاييكه هر شيئى در صقع خود تا مشابه نشود اين واحد را كامل در حق خود نمىگردد و مدل علىالله نمىشود و از اينجهت امر شده كه در يوم ظهور