تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسباب النزول ( فارسي ) — صفحة 38

مساهمون:

ص٣٨
از اين سوره آياتى را خواندم تا به آيهء « يَشْرَبُونَ مِنْ كَأْسٍ كانَ مِزاجُها كافُوراً » و همينگونه تا « وَيُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّه مِسْكِيناً وَيَتِيماً وَأَسِيراً » رسيدم . گفت : « على رسلك » به من بگو اين آيات در بارهء چه كسى نازل شده است ؟ گفتم : در بارهء على ( عليه السلام ) . گفت : آيا به تو گزارش شده است كه على ( عليه السلام ) هنگام اطعام مسكين و يتيم و اسير مىگفت : « إِنَّما نُطْعِمُكُمْ لِوَجْه اللَّه ؟ » و آيا تا كنون شنيده‌اى خداوند در كتاب خود كسى را به مانند على ( عليه السلام ) وصف كرده باشد ؟ ! گفتم : نه . گفت : سخن به راستى آوردى ، زيرا خداوند سيرهء على ( عليه السلام ) را شناساند . اى اسحاق ! آيا اين تو نبوده‌اى كه شهادت مىداده آن ده نفر اهل بهشت هستند ؟ گفتم : آرى اى امير المؤمنين . مأمون گفت : نظر تو چيست اگر كسى بگويد : سوگند به خداوند نمىدانم اين حديث صحيح است يا نه ، و نمىدانم كه آيا رسول خدا ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) آن را گفته و يا نگفته است . اگر كسى چنين بگويد ، آيا از نظر تو كافر مىباشد ؟ گفتم : به خدا پناه مىبرم . مأمون گفت : رأى تو چيست اگر كسى بگويد : نمىدانم اين سوره از قرآن است يا نه آيا او كافر است ؟ گفتم : آرى . مأمون گفت اى اسحاق به نظر من ميان آن دو تفاوت وجود دارد . 5 ) حاكم ابو عبد اللَّه نيشابورى ( م 405 ه ق ) كه آن را در مناقب فاطمه ( سلام اللَّه عليها ) - همانگونه كه در « الكفاية » آمده - ياد كرده است . 6 ) حافظ ابن مردويه ابو بكر اصفهانى ( م 416 ه ق ) كه اين قضيه را در تفسير خود آورده و جمعى ديگر از او نقل كرده‌اند . آلوسى در تفسير « روح المعانى » - پس از آنكه اين روايت را از ابن مردويه نقل مىكند - مىگويد : خبر مذكور ، مشهور مىباشد . 7 ) ابو اسحق ثعلبى ( م 427 و يا 437 ه ق ) در تفسير « الكشف و البيان ) . 8 ) ابو الحسن واحدى نيشابورى ( م 468 ه ق ) در تفسير « البسيط » ، و نيز در « اسباب النزول » ص 331 . 9 ) حافظ ابو عبد اللَّه محمد بن فتوح ازدى اندلسى ، معروف به « حميدى » ( م 488 ه ق ) در فوائد خود از اين جريان ياد كرده است . 10 ) ابو القاسم زمخشرى ( م 538 ه ق ) در « الكشاف » 2 / 511 . 11 ) اخطب الخطباء خوارزمى ( م 568 ه ق ) در « المناقب » ص 180 . 12 ) حافظ ابو موسى مدينى ( م 581 ه ق ) در « الذيل » ، همانگونه كه در