فاطم يا بنت النّبى احمد * بنت نبىّ سيّد مسوّد
هذا اسير للنّبىّ المهتدى * مكبّل فى غلَّة مقيّد
يشكوا الينا الجوع قد تقدّد * من يطعم اليوم يجده فى غد
عند العلى الواحد الممجّد - فاطمه ! ، اى دختر پيامبر خدا - پيامبرى كه چون ستوده خصال است به « احمد » نامبردار مىباشد ، اى دختر پيامبرى كه سرور است و سرورى او نيز مورد تأييد مىباشد .
- اين كسى كه كنار در خانهء ما آمده اسير نبى اكرم ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) مىباشد ، و به غل در بند است .
- و در حالى كه از شدت گرسنگى تكيده و لاغر گشته است به سوى ما شكوه و ناله آورده ، اگر كسى او را اطعام كند .
- پاداش آن را فرداى قيامت نزد خداوند والاى يگانهاى كه داراى مجد و عظمت است مىيابد .
فاطمهء زهراء ( سلام اللَّه عليها ) در پاسخ گفت :
لم يبق ممّا كان غير صاع
قد دميت كفّى من الَّذراع
و ما على رأسى من قناع
الَّا عباء نسجه ضياع
ابناى و اللَّه من الجياع
يا ربّ لا تتركهما ضياع
ابوهما للخير ذو اصطناع
عبل الذّراعين شديد الباع
- از آنچه داشتيم چيزى جز به مقدار يك صاع از جو باقى نمانده است و كف دست من تا آرنج از پشم ريسى و كار خونآلود گشته است .
- و بر سرم پوششى جز عبا و چادرى وجود ندارد كه تار و پود آن هم فرسوده است .
- دو پسرم سوگند به خدا از گرسنگى دارند از دست مىروند ، پروردگارا آنها را فراموش مكن .
- پدر اين دو پسرم فرد نيكوكار است كه نيكى را در زندگانى گزين كرده و داراى بازوئى توانا و دستى گشاده در جود و كرم است .
لذا فاطمهء زهرا ( سلام اللَّه عليها ) آنچه روى سفره قرار داشت در اختيار اين اسير قرار داد و خود در حالى كه گرسنه بودند شب را به سر برده و بامدادان برخاستند در حالى كه چيزى نداشتند كه تناول نمايند .
رسول خدا ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) آنها را كه سخت در حال گرسنگى به سر مىبردند مشاهده كرده بود و جبرئيل ( عليه السلام ) نازل شد . . . و سر انجام ، « يوفون بالنذر »