تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسباب النزول ( فارسي ) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
خدا ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) آنها را شناسائى كرده و تك تك آنها را نام برد . « 237 » - ابن كثير مىنويسد : عمار بن ياسر مىگفت : حذيفه براى من از نبى اكرم ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) گزارش نمود كه فرمود : در ميان اصحاب من دوازده نفر منافق وجود دارد كه به بهشت در نيايند ، و بوى بهشت به مشام آنها نمىرسد مگر آنكه شتر و يا ريسمان لنگر كشتى وارد سوراخ سوزن گردد . . . حذيفه را از آنجهت « صاحب السّر » ناميدند كه رسول اكرم ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) او را بر نام و نشان گروهى از منافقين مطلع ساخت . « 238 » - عياشى از امام صادق ( عليه السلام ) آورده است : وقتى نبى اكرم ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) آن سخنى را كه در غدير خم [ راجع به ولايت و خلافت امير المؤمنين على ( عليه السلام ) ] ايراد فرمود ، و چادرها و خيمه ها را به حركت درآوردند مقداد از كنار گروهى از اصحاب عبور كرد كه مىگفتند : چون مرگ پيامبر [ صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ] نزديك شد و ايام حياتش سپرى گشت و اجلش فرا رسيد مىخواهد على [ عليه السلام ] را پس از خود ولى و سرپرست امت و خليفهء خود قرار دهد ؟ . . . عياشى مىگويد : مقداد به راه افتاد و نبى اكرم ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) را از اين جريان با خبر ساخت ، آنحضرت بانگ « الصّلوة جامعة » برآورد و دستور تجمع اصحاب را صادر كرد . منافقان گفتند : مقداد ما را نزد پيغمبر [ صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ] بدنام و متهم ساخت ، برخيزيد تا برويم و براى او سوگند ياد كنيم [ كه ما چيزى نگفتيم ] آنها آمدند و در برابر رسول خدا ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) نشستند و گفتند : پدران و مادران ما فداى شما باد ، سوگند به آنكه ترا به حق برانگيخت و قسم به آنكه ترا با اعطاء منصب نبوت ارج نهاد آنچه كه به عرض شما رساندند ما بر زبان نياورديم ، سوگند به آنكه ترا بر بشر برگزيد [ چنان سخنى نگفتيم ] . نبى اكرم ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) فرمود : « بِسْمِ اللَّه الرَّحْمنِ الرَّحيمِ . يَحْلِفُونَ بِاللَّه ما قالُوا وَلَقَدْ قالُوا كَلِمَةَ الْكُفْرِ وَكَفَرُوا بَعْدَ إِسْلامِهِمْ وَهَمُّوا بِما لَمْ يَنالُوا » : و در شب عقبه بر قتل تو توطئه كردند و موفق نشدند . « وَما نَقَمُوا إِلَّا أَنْ أَغْناهُمُ اللَّه وَرَسُولُه مِنْ فَضْلِه » : با اينكه خداوند متعال آنان را در سايهء فضل و مرحمت خويش بىنياز و آبرومند ساخت در صدد انكار و خرده گيرى برآمدند .
هامش
237 - مجمع البيان 5 / 51 الميزان 9 / 344 . التفسير الصافى 2 / 359 . 238 - تفسير القرآن العظيم 2 / 373 .