عياشى گفته است : يكى از اينان كارش فروش كله پاچه و ديگرى فروش گاو و الاغ و بافتن باند موى سر زنان بود ، اما هم اكنون به اين مقام و موقعيت دست يافتند ، لكن لبهء تيز انتقاد و شمشيرشان را به سوى مسلمين آماج رفتند ، و به جاى شكر نعمت به كفران نعمت دست يازيدند ، اما بر آنها لازم بود كه لطف خدا و عنايات رسول اكرم ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) را با شكر و سپاس مبادله و مقابله كنند . « 239 »
داورى در مورد اين روايات :
آنچه از روايات كه در رابطه با سبب نزول آيهء مورد بحث ياد كرديم نمونه هائى از روايات فراوانى است كه در كتب « تفسير به مأثور » و جوامع حديثى فريقين آمده است . اما اكثر آنها با آيه و حتى آيات ما قبل و ما بعد آن منطبق و هماهنگ نيست ، جز « حديث عقبه » كه احيانا در تفسير آيهء « يَحْلِفُونَ بِاللَّه ما قالُوا . . . » و نيز گاهى در تفسير آيهء : « يَحْذَرُ الْمُنافِقُونَ أَنْ تُنَزَّلَ عَلَيْهِمْ سُورَةٌ . . . » ياد مىكنند .
اما سائر روايات متضمن قصص و رويدادهاى پراكندهاى است كه بر فرض هم اگر صحيح و داراى واقعيت باشند بازگو كنندهء اوضاع و احوال منافقين است ، و ارتباطى با اين آيات ندارد و اين آيات - كه مجموعا يازده آيه را تشكيل مىدهند و از آيهء 64 سورهء توبه آغاز مىگردد ، و با آيهء 74 همين سوره پايان مىگيرد - داراى هيچگونه پيوندى با آن نيست .
ب - همين حديث مربوط به جريان مردى كه به رسول اكرم ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) دشنام مىگفت را حاكم و احمد بن حنبل با همان عباراتى كه در حديث قبل - ( الف ) - ياد كرديم در كتابهاى خود آورده و پس از ذكر اين جريان آمده است : خداوند متعال به دنبال آن ، آيهء زير را نازل كرد « 240 » :
[ ألَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ تَوَلَّوْا قَوْماً غَضِبَ اللَّه عَلَيْهِمْ . . . أَعَدَّ اللَّه لَهُمْ عَذاباً . . . اتَّخَذُوا أَيْمانَهُمْ جُنَّةً . . . ] .
« يَوْمَ يَبْعَثُهُمُ اللَّه جَمِيعاً فَيَحْلِفُونَ لَه كَما يَحْلِفُونَ لَكُمْ وَيَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ عَلى شَيْءٍ أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْكاذِبُونَ . اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ الشَّيْطانُ فَأَنْساهُمْ ذِكْرَ اللَّه أُولئِكَ حِزْبُ الشَّيْطانِ أَلا إِنَّ حِزْبَ الشَّيْطانِ هُمُ الْخاسِرُونَ » ( مجادله : 14 - 19 ) :
هامش
239 - التفسير الصافى 2 / 360 .
240 - و نيز بنگريد به : اسباب النزول : واحدى ص 235 . لباب النقول ، ص 725 . كشف الاسرار 10 / 22 . روح البيان 10 / 408 .