در آن روز كه خداوند همگى آنها را برانگيخته و زنده سازد . آنان همانگونه براى خدا در روز قيامت سوگند ياد مىكنند كه براى شما در دنيا سوگند مىخورند [ و مىپندارند در پايگاهى مطمئن جاى دارند ] ، همان كه اين مردم همان دروغگويان هستند . شيطان بر آنها چيره گشته و در آنها ياد خدا را به فراموشى سپرده است ، اين همان گروه وابستهء به شيطاناند كه بايد بدانيم حزب و گروه وابستهء به شيطان همان زيانكاران مىباشند .
سخن ميبدى در بارهء سبب نزول آيات مذكور :
ميبدى ، اين سبب نزول را در ذيل آيهء 14 : « ألَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ تَوَلَّوْا قَوْماً غَضِبَ اللَّه . . . » به شرح زير مىآورد :
« اين آيه در شأن سران منافقان فرو آمد : عبد اللَّه ابىّ سلول ، و عبد اللَّه بن سعد بن ابى سرح ، و عبد اللَّه بن نبتل كه با جهودان - كه غضب و سخط اللَّه بر ايشان است - دوستى داشتند ، و اسرار مؤمنان با ايشان مىگفتند ، و در عداوت رسول ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) با يكديگر عهد مىبستند . رب العالمين گفت : « ما هُمْ مِنْكُمْ وَلا مِنْهُمْ » : اين منافقان نه بر دين شمايند كه مؤمنانايد ، و نه از جملهء جهوداناند . همانست كه جاى ديگر گفت :
« مُذَبْذَبِينَ بَيْنَ ذلِكَ لا إِلى هؤُلاءِ وَلا إِلى هؤُلاءِ » .
« وَيَحْلِفُونَ عَلَى الْكَذِبِ وَهُمْ يَعْلَمُونَ » .
ابن عباس گفت : رسول خدا ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) در حجرهاى از حجره هاى خويش نشسته بود ، و جمعى مسلمانان با وى نشسته بودند . رسول ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) گفت : همين ساعت در آيد بددلى ناپاك ، جبارى گردنكش ، شوخ و بد ، و به ديدهء شيطنت به شما نگرد ، به دل جبار است و به ديدهء شيطان . چون در آيد با وى سخن مگوئيد . پس عبد اللَّه نبتل مىآمد ، او را به در حجره در نگذاشتند ، به بام حجره در آمد ، مردى بود ازرق چشم . رسول خدا ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) با وى گفت : « انت الَّذى تسبّنى و فلان و فلان » : توئى كه ما را ناسزا مىگوئى و فلانى و فلانى ، چند از منافقان برداد [ و برشمرد ] . وى برفت و آن قوم را - كه رسول خدا ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) نام ايشان برده بود - بياورد ، و همه سوگند خوردند كه ما ترا ناسزا نگوئيم و بد نگوئيم ، و عذرهاى دروغ نهادند .
رب العالمين اين آيات فرو فرستاد ، او ايشان را به آنچه گفتند دروغزن كرد و گفت :
« يَحْلِفُونَ عَلَى الْكَذِبِ وَهُمْ يَعْلَمُونَ » .
اسباب النزول ( فارسي ) — صفحة 255
مساهمون: السيد محمد باقر حجتي
ص٢٥٥