تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسباب النزول ( فارسي ) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
ظاهرا همين قضيه و يا قضيه‌اى همانند آن بايد سبب نزول آيهء مورد بحث باشد ، چرا كه اكثر مفسّرين همين جريان و يا جريانى مشابه آن را به عنوان سبب نزول آن ياد كرده‌اند : شيخ اسماعيل حقّى بروسوى مىنويسد : « وقتى كه نبى اكرم ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) وارد مدينه شد ، عبد اللَّه بن صوريا - كه در « فدك » سكونت داشت - نزد آن حضرت آمد و گفت : اى محمد ، خواب تو به چه كيفيتى است ، چون براى ما راجع به خواب پيامبرى كه در آخر الزمان مىآيد گزارشى را بيان كرده‌اند ؟ نبى اكرم ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) فرمود : « چشمانم به خواب مىرود ، ولى قلبم بيدار است » . ابن صوريا گفت : راست گفته‌اى . برايم گزارش كن راجع به فرزند انسان كه آيا از ناحيهء مرد به ثمر مىرسد و يا از زن ؟ فرمود : « امّا استخوان و پى و رگها از ناحيهء مرد ، و خون و گوشت و ناخن و مو از ناحيه زن . ابن صوريا گفت : اى محمد سخن به راستى آوردى . سپس عرض كرد : علت چيست كه فرزندان انسان [ گاهى ] شبيه عموها هستند و هيچ وجه شباهتى در آنها نسبت به دائىهاى آنان ديده نمىشود ، و يا آنچنان شبيه دائىهاى خود مىباشند كه هيچ نوع شباهتى به عموهايشان در آنها ديده نمىشود ؟ فرمود : « هر كدام از پدر و مادر كه نطفهء آنها بر ديگرى غالب مىگردد شباهت فرزند در جهت همو به هم مىرسد » . ابن صوريا گفت : راست گفتى اى محمد . آنگاه از آن حضرت راجع به آن غذائى كه بنى اسرائيل خوردن آن را بر خود تحريم كردند سؤال نمود . فرمود : « يعقوب [ عليه السلام ] دچار بيمارى سختى شد ، نذر كرد اگر خداوند او را شفا دهد ، آن خوراكى كه در نظر او محبوبترين و مطبوعترين غذا به شمار مىآيد - يعنى گوشت شتر - و نيز محبوبترين نوشيدنى را كه عبارت از شير شتر بود بر خود تحريم كند » ابن صوريا گفت : راست گفتى اى محمد . پس از آن راجع به اولين خوراكى كه اهل بهشت بدان ميهمانى و پذيرائى مىشوند سؤال كرد . فرمود : « ماهى » ابن صوريا گفت : راست گفتى اى محمد . آنگاه ابن صوريا گفت : مسئلهء ديگرى باقى مانده است كه اگر بدان پاسخ درست ارائه دهى به تو ايمان مىآورم و از تو پيروى مىكنم ، و آن اين است : كدام فرشته اين سخنانى را كه تو اظهار مىكنى از جانب خدا براى تو مىآورد ؟ فرمود : جبرائيل ، ابن صوريا گفت : اين جبرائيل دشمن ما است ، زيرا او فرشتهء عذاب است كه حكم جنگ و كشتار و
اسباب النزول ( فارسي ) — صفحة 229 | السيد محمد باقر حجتي