تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسباب النزول ( فارسي ) — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤
نيكبختى و رستگارى است - عنايت دارد . مؤيد اين توجيه آيهء ديگرى است كه از لحاظ تعبير ، مشابه آيهء مورد بحث مىباشد ، آنجا كه خداوند متعال مىفرمايد : « وَما قَدَرُوا اللَّه حَقَّ قَدْرِه وَالأَرْضُ جَمِيعاً قَبْضَتُه يَوْمَ الْقِيامَةِ وَالسَّماواتُ مَطْوِيَّاتٌ بِيَمِينِه سُبْحانَه وَتَعالى عَمَّا يُشْرِكُونَ » ( زمر : 67 ) : خداى را آنچنان كه در خور مقام و منزلت اوست عظيم برنشمردند ، و او را آنگونه كه در خور ، ارج ننهادند . در حالى كه زمين در چنگ قدرت و اختيار او است و آسمانها به دست توانايش به هم در پيچيده و كاملا تحت ارادهء او قرار دارد ، او از آنچه مشركين در باره اش مىانديشند منزه و والاتر است . و نيز آيه‌اى كه در زير مىآوريم همين حقيقت را گواهى مىكند : « إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّه لَنْ يَخْلُقُوا ذُباباً وَلَوِ اجْتَمَعُوا لَه وَإِنْ يَسْلُبْهُمُ الذُّبابُ شَيْئاً لا يَسْتَنْقِذُوه مِنْه ضَعُفَ الطَّالِبُ وَالْمَطْلُوبُ . ما قَدَرُوا اللَّه حَقَّ قَدْرِه إِنَّ اللَّه لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ » ( حج : 73 - 74 ) : جز خدا ، آن بتها و معبودانى كه نياز خود را بر او مىخوانيد و از آنها درخواست مىكنيد نمىتوانند هرگز حتى يك مگسى را بيافرينند هر چند كه براى توفيق در اين كار گرد هم آيند و هميارى كنند ، و اگر چيزى را مگس از آنها بربايد نمىتوانند از او بستانند ، خواهنده و خواسته هر دو ضعيف هستند . خداى را آنگونه كه شايستهء عظمتش هست ارج ننهادند ، و او توانائى عزيز است كه هيچ قدرتى نمىتواند از او سلب قدرت نموده و مغلوبش سازد . از اين آيه ها چنين بر مىآيد كه قوت و عزت خداوند متعال ، و ضعف و ناتوانى و خوارى و فرومايگى و زبونى هر چيزى غير خدا مقتضى است كه قدر و منزلت خداى متعال را نبايد فرو آورد و نبايد با انتخاب و به كار بردن عناوينى معادل با « آلهه و ارباب » ، او و معبودانى دگر را در يك پايه قرار داده و يكسانشان برشمرد . بنابراين آن معنائى كه براى آيه مناسب به نظر مىرسد ، همان معنى نخست مىباشد كه او را ارج ننهادند ، اگر چه تفسير آيهء مورد بحث به دو معناى ديگر بلامانع است . اما با تفسير آيه با اين گفتار : آنچه در خور قدرت الهى است به او اعطاء نكردند ، چنين تفسيرى را بايد بعيدترين معانى آيه برشمرد ، هر چند كه برخى از دانشمندان آيه را با
اسباب النزول ( فارسي ) — صفحة 224 | السيد محمد باقر حجتي