تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسباب النزول ( فارسي ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
مىباشد ، چرا كه « انّى » فقط به معنى « من اين - از هر جا » به كار مىرود . « انّى شئتم » به معنى « اى وجه » باشد ، يعنى از هر طريقى . اين تفسير را نيز طبرسى نادرست برشمرده است . اما مطلب جالب توجه در اين مقام اين است كه حرث به معنى كشت و كشتزار است ، پس بايد در موضعى بذر را كاشت كه نسل از مجراى آن به ثمر مىرسد ، و مواقعهء در پشت زن نمىتواند برآورندهء اين منظور باشد . علاوه بر اين ، خداوند متعال پس از آن مىفرمايد : « وَقَدِّمُوا لأَنْفُسِكُمْ » كه بر حسب تفسير بعضى از مفسرين بدين معنى است كه پيش از مرگ خود - با ايجاد نسل - به ادامهء وجود خود روى آوريد و فرزند شما مىتواند تداوم بخش خودتان باشد . و در حديث آمده است : « اذا مات ابن آدم انقطع عمله الَّا عن ثلث : ولد صالح يدعو له ، و صدقة جارية ، و علم به ينتفع بعده » پس معنى « أَنَّى شِئْتُمْ » با چنين ديدگاهى عبارت از مواقعه در موضعى است كه معمولا بذر فرزند را مىتوان در آن غرس كرده و از مجراى آن ، نسل را به ثمر رساند ( با استفاده از : مجمع البيان 2 / 320 ، 321 ) . حالت سوم : در صورتى كه يكى از مفسرين سبب نزول خاصى را يادآور شود ، و مفسرى ديگر از سبب نزولى ديگر ياد كند . چنانچه اسناد يكى از آن دو صحيح باشد ، و اسناد آن ديگرى صحيح نباشد ، بر آنكه اسناد او صحيح است بايد اعتماد نمود و محتواى آن را به عنوان سبب نزول آيه تلقى كرد . در قرآن كريم براى تبيين اين حالت نمونه هائى وجود دارد كه ما چند نمونه را ذكر مىكنيم ، نمونه هائى كه براى هر يك از آنها سبب نزول متعددى ياد شده است : 1 - سبب نزول آيات سورهء « و الضحى » : شيخين ، يعنى بخارى و مسلم و ديگران در كتابهاى خود ، حديثى از جندب « 120 »
هامش
120 - أبو ذر جندب بن جنادة بن سفيان بن عبيد ، معروف به « ابى ذر غفارى » ( م 32 ه ق ) از كبار صحابه و داراى سابقهء زيادى در اسلام بوده كه گويند : وى پس از آنكه فقط چهار نفر ايمان آوردند پنجمين فردى است كه اسلام را پذيرفت . و بعد از رحلت نبى اكرم ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) به باديهء شام هجرت كرد ، و تا پس از مرگ ابى بكر و عمر در آنجا ماند ، تا عثمان عهده دار خلافت شد كه در اين هنگام در دمشق مقيم گشت و مستضعفان را عليه طاغوتيان مىشوراند ، و سر انجام اضطراب و نگرانى طاغوتيان را باعث گشت . معاويه كه والى شام بود از او نزد عثمان شكايت برد ، تا عثمان او را به مدينه فرا خواند . در مدينه نيز دريغكارى اغنياء نسبت به فقراء را سخت تقبيح مىكرد . عثمان وى را به « ربذه » كه يكى از قراء مدينه بود تبعيد كرد تا در همانجا از دنيا رفت . بخارى و مسلم 281 حديث از او در كتابهاى خود آورده‌اند . ابى منصور ظفر بن حمدون با درائى كتاب « اخبار ابى ذر » را در بارهء وى نگاشت ، چنان كه ابن بابويه قمى نيز در بارهء او كتاب « اخبار ابى ذرّ » را تأليف كرده است ( الاعلام 2 / 136 ، 137 ) .