مسئلهء سوم : وجود شبيه به سبب نزول خاصّ در آيات عامى كه فاقد سبب نزول مىباشد
قبلا يادآور شديم كه صورت سبب نزول به طور قطع داخل در عامّ مىباشد ، چنان كه ابن سبكى در « جمع الجوامع » و جلال الدين محلَّى در شرح همين « جمع الجوامع » اين مطلب را ياد كردهاند . اما گاهى آياتى در پى سبب خاصى نازل مىشد و اين آيات - كه داراى سبب نزول خاصى بوده است - در كنار آيات عامّى نهاده مىشد كه داراى مناسبتى با آيات خاص بوده است . و اين بدان جهت بود كه نظم قرآن و حسن سياق و زيبائى روند آن از اين طريق رعايت گردد . و اين سبب خاص - از آنجهت كه تحت تعبير آيات عامى كه فاقد سبب خاصى بوده قطعا مندرج است - بايد آن را « شبيه به سبب نزول » آن آيات عام تلقى كرد . و در نتيجه ، همين سبب خاص يكى از مصاديق لفظ و تعبير آيات عامى است كه بدون سبب خاص و مجرد از آن تلقى مىگردد . و لذا سبب خاص را كه به آيات ديگر مربوط است نمىتوان از دائرهء مفهوم آيات عام ، بيرون و مستثنى دانست ، چنان كه سبكى [ در جمع الجوامع ] وجود اين سبب خاص را در رابطه با آيات عام به عنوان مرحله و رتبهء متوسطى تلقى و اختيار كرده است كه پائينتر از وجود سبب خاص و بالاتر از تجرد از سبب خاص مىباشد . و در نتيجه مىتوان گفت : در آيات عام - كه فاقد سبب نزول خاص است - وجود چيزى كه شبيه به سبب خاص مىباشد را مىتوان جستجو كرد .
مثال و نمونهء اين مسئله عبارت از آيه هاى ( 51 تا 56 ) در كنار آيهء ( 57 ) سورهء نساء مىباشد كه خداوند متعال مىفرمايد :
« ألَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيباً مِنَ الْكِتابِ يُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَالطَّاغُوتِ وَيَقُولُونَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا هؤُلاءِ أَهْدى مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا سَبِيلًا . أُولئِكَ الَّذِينَ لَعَنَهُمُ اللَّه وَمَنْ يَلْعَنِ اللَّه فَلَنْ تَجِدَ لَه نَصِيراً . . . » ( نساء : 51 ، 52 ) :
اسباب النزول ( فارسي ) — صفحة 158
مساهمون: السيد محمد باقر حجتي
ص١٥٨