تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسباب النزول ( فارسي ) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
- حتى در ايام زمستان و فصل سرما - عرق به سان دانه هاى مرواريد از پيشانى آنحضرت به گاه نزول وحى غلطان و لغزان بود . و چون نزول وحى به انجام رسيد به من نگريست و شادان و خندان فرمود : اى عايشه به تو مژده مىدهم : سوگند به خداوند كه او دامن ترا مبرى و ترا بىگناه اعلام كرده است . مادرم به من گفت : برخيز و نزد رسول خدا ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) بنشين . عايشه گفت : به مادرم گفتم : به سوى او و هيچ فرد ديگرى جز خدا از جاى برنمىخيزم و روى نمىآورم ، خدائى كه برائت و پاكى مرا طى آياتى از قرآن فرو فرستاد و فرمود : « إِنَّ الَّذِينَ جاؤُ بِالإِفْكِ عُصْبَةٌ مِنْكُمْ لا تَحْسَبُوه . . . » تا ده آيهء بعد در زمينهء اعلام به بيگناهى عايشه نازل گرديد . عايشه مىگويد : وقتى اين آيات در جهت اعلام برائت و بىگناهى من نازل گرديد پدرم ابى بكر - كه قبلا به مسطح بن اثاثه به خاطر قرابت و تهيدستى او به وى كمك مالى مىكرد - گفت : سوگند به خداوند ، كه از اين پس براى هميشه - چون در بارهء عايشه آن سخن را بر زبان آورد و به تهمت وارد ساختن بر وى دامن زد - به او كمك نخواهم كرد ، كه خداوند از پى اين تصميم ابى بكر ، آيهء « وَلا يَأْتَلِ أُولُوا الْفَضْلِ مِنْكُمْ وَالسَّعَةِ أَنْ يُؤْتُوا . . . » را تا « . . . رحيم » نازل كرد . و ابى بكر پس از نزول آن گفت : به خدا سوگند ، خواهان آن هستم كه خداى مرا بيامرزاد . و دوباره همان امداد مالى را - كه قبلا در بارهء مسطح معمول مىداشت - آغاز كرد ، و گفت : سوگند به خداوند ، اين كمك را هرگز از او قطع نخواهم كرد . عايشه مىگفت : رسول خدا ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) راجع به من از زينب بنت جحش مىپرسيد و مىفرمود : اى زينب در بارهء عايشه چه مىدانى و يا چه ديده‌اى ؟ زينب عرض كرد : از چشم و گوشم مىپايم و حمايت مىكنم ، جز خير و خوبى و پاكى چيزى راجع به او نمىدانم . عايشه كسى است كه از ميان همسران نبى اكرم ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) با من از لحاظ مقام و منزلت رقيبى به شمار مىرود ، اما خداوند در سايهء ورع و تقوايش وى را از لغزش صيانت فرمود . لكن « حمنه » خواهر زينب با عايشه به ستيز و دشمنى برخاست و به جمع اصحاب افك پيوست و به سرنوشت آنها دچار آمد و گرفتار سقوط و هلاك گرديد . روايت مربوط به « افك » و قضاياى آن از طرق متعددى نقل شده است كه غالبا در مسائل عمدهء آن از اتحاد و همسانى برخوردار هستند ، و به طرق متعددى از سوى محدثين و مفسرين بازگو شده‌اند كه ما با توجه به پاره‌اى از تفاسير ، اين قضيه را به صورتى كه از نظرتان گذشت از ميان آنها گزين كرديم . اما ياد آور مىشويم كه اختلافات يسيرى در