است و غيرتش او را بر آن داشت كه چنين تهمتى را بر من وارد سازد ، ما اين شبها بيدار بوديم و با شريك گفتگو مىكرديم ، اما او هم اكنون چنين تهمتى را بر من وارد مىسازد .
نبى اكرم ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) به شريك فرمود : تو چه مىگوئى ؟ عرض كرد : سخن همان است كه اين زن بر زبان آورده است . خداوند متعال در پى چنين رويدادى آيهء لعان را نازل كرد : « وَالَّذِينَ يَرْمُونَ أَزْواجَهُمْ وَلَمْ يَكُنْ لَهُمْ شُهَداءُ إِلَّا أَنْفُسُهُمْ . . . » . آنگاه پيامبر اكرم ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) دستور داد كه بانگ زنند :
« الصّلوة جامعة » . مردم جمع شدند و در مسجد حضور به هم رساندند . آنحضرت نماز دوم را اقامه كرد .
آنگاه آنها را احضار نمود و به عويمر فرمود : بگو : « به خداوند متعال سوگند ياد مىكنم كه خوله زنا كرده است و در اين ادعاء و سخن خويش راستگو هستم » عويمر مراسم اين سوگند را به جاى آورد .
سپس حضرت فرمود : بگو : « به خدا سوگند كه من شريك را بر روى شكم اين زن ديدهام ، و اين سخن را به راستى بر زبان مىآورم » ، عويمر اين سوگند را نيز بر زبان راند .
بار سوم فرمود : بگو : سوگند به خدا اين جنين - كه در شكم دارد - فرزند من نيست و در گفتار خود صادق هستم » . عويمر سوگند سوم را بر زبان آورد .
براى بار چهارم نبى اكرم ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) به عويمر فرمود : بگو : « سوگند به خداوند ، چهار ماه است با اين زن نزديكى نكردهام . » عويمر آن را بر زبان آورد .
حضرت براى بار پنجم به او فرمود : بگو : « لعنت خدا بر عويمر اگر دروغ گويد » عويمر اين سوگند را ياد كرد .
وقتى سوگندهاى عويمر به پايان رسيد نبى اكرم به او فرمود : در جاى خود بنشيند .
آنگاه به خوله فرمود : بپاخيز و بگو : « سوگند به خداوند كه من مرتكب زنا نشدهام و عويمر دروغ مىگويد » .
بار دوّم فرمود : بگو : « سوگند به خداوند كه عويمر مرا با شريك در چنان وضعى كه ادعا مىكند نديده است و عويمر در اين ادعاء خود دروغگو مىباشد » .
بار سوم فرمود : بگو : « سوگند به خداوند كه از عويمر باردار هستم و او در ادعاء خود - كه اين حمل و جنين از وى نيست - دروغگو مىباشد » .
بار چهارم فرمود : « سوگند به خداوند كه او هرگز مرا بر هيچ كار زشت و زنا نديده ، و بر من دروغ مىبندد » .
اسباب النزول ( فارسي ) — صفحة 110
مساهمون: السيد محمد باقر حجتي
ص١١٠