كسى كه دروغ مىگويد » . هلال همچنين گفت .
آنگاه به آن زن فرمود : چه مىگوئى ، آيا سوگند ياد مىكنى ؟ عرض كرد : آرى .
فرمود : چهار بار بگو : « اشهد باللَّه انّه لمن الكاذبين » يعنى به خدا سوگند ياد كرده و او را گواه مىگيرم كه اين مرد در ادعاء خود از دروغگويان است . رسول اكرم ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) براى آخرين بار اين زن را موعظه كرد و فرمود : اى زن از خدا بترس كه رسوائى دنيا آسانتر از رسوائى آخرت مىباشد ، و عذاب خدا سختتر از عذاب انسانها است ، و اين سخنى كه بايد براى بار پنجم به زبان آورى موجب خشم خدا مىگردد . زن لحظهاى درنگ كرد و با خود گفت : نبايد اقوام و خويشاوندان خود را رسوا سازم ! لذا آماده شد و گفت : « خشم خدا بر من اگر اين مرد در ادعاى خود از راستگويان باشد .
رسول خدا پس از « ملاعنه لعان » ، حكم جدائى ميان آنها را صادر كرده و فرمود :
فرزندى كه از اين زن زاده مىشود از آن خود او است ، و نبايد به هلال منسوب گردد ، و نيز نبايد از اين پس زن را به خاطر اين جريان سرزنش كنند . آنگاه فرمود : اگر فرزندى كه از اين زن به دنيا مىآيد داراى فلان اوصاف باشد شوهر راست مىگويد ، و اگر داراى فلان اوصاف باشد از آن كسى است كه او را متهم به زناى با اين زن كردهاند .
ابو الفتوح رازى ( قدّس سرّه ) مىنويسد : « او را فرزندى بر صفت مكروه آمد ، او را با هيچ پدرى تشبيه نكردند ، و او بزرگ شد و به اميرى مصر افتاد ، و پدرى پيدا نبود او را » .
در بارهء نگرانى سعد بن عباده نسبت به مضمون آيهء 4 و 5 سورهء نور : « وَالَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَناتِ . . . » سخن ديگرى مفسرين ياد كردهاند كه حسن بصرى گفت : سعد بن عباده پس از نزول اين آيه ها عرض كرد : يا رسول اللَّه ، اگر مردى وارد سراى خويش گردد و مرد بيگانهاى را با زن خود در حال زنا مشاهده كند اگر زناكار را بكشد او را مىكشند ، و اگر مشاهدات خود را اظهار نمايد بايد هشتاد ضربه تازيانه را بر بدن خويش پذيرا باشد ، و اگر بخواهد در جستجوى يافتن شاهد برآيد آن مرد زناكار عمل زشت خود را انجام داده و دنبال كار خود مىرود . لذا اگر چنين وضعى را در مورد همسرش مشاهده كند ناگزير است كه با شمشير او را بكشد .
رسول خدا ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) فرمود : « كفى بالسّيف شاه » يعنى مىخواست بفرمايد : « كفى بالسّيف شاهدا » ، ولى فرمود : « شاه . . . » و سخن خود را به اتمام نرساند . سپس فرمود : چون مردان غيرتمند هستند در اين گونه كارها شتاب
اسباب النزول ( فارسي ) — صفحة 108
مساهمون: السيد محمد باقر حجتي
ص١٠٨