تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسباب النزول ( فارسي ) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
مىگيرند . . . [ بقيهء گفتگو و جريان نزول آيهء لعان - همانگونه كه قبلا ياد كرديم - در سخن حسن بصرى ادامه مىيابد ] . گزارش اجراى لعان به روايت ابن عباس و مقاتل در بارهء خوله و همسر او عويمر : از ابن عباس و مقاتل روايت شده است كه مىگفتند : سبب نزول آيه هاى لعان آن بود كه وقتى آيهء قذف : « وَالَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَناتِ . . . » نازل شد رسول خدا ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) در روز جمعه بر روى منبر و كرسى خطابه رفت و آيهء مذكور را تلاوت كرد . عاصم بن عدى عجلانى انصارى از جاى برخاست و عرض كرد : يا رسول اللَّه ، اگر يكى از ما ، مردى بيگانه را در معيت همسر خود ببيند كه با وى زنا مىكند طاقت و ياراى آن ندارد كه ساكت مانده و بىتفاوت به سر برد . اگر مشاهدات خود را بر زبان آورد هشتاد تازيانه بر بدن او وارد مىسازند و شهادت وى را از آن پس قبول نكنند . و اگر در پى شهود به جستجو پردازد آن مرد زناكار عمل زشت خود را انجام داده و رفته است ؟ رسول اكرم ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) فرمود : حكم همين است . عاصم پسر عموئى داشت به نام « عويمر عجلانى » ، و عويمر داراى همسرى به نام « خوله بنت قيس بن محصن » بود . روزى عويمر وارد سراى خود شد و ديد شريك بن سمحاء با همسر او در يك بستر خفته است . اين جريان را به گوش عاصم رساند ، و عاصم گفت : « إِنا لِلَّه وَإِنا الَيْه راجِعُونَ » . عاصم ، جمعهء ديگر وارد مسجد شد و عرض كرد : يا رسول اللَّه ، به همان مسئله و گرفتارى - كه آن را روز جمعهء گذشته با شما در ميان گذاشتم در مورد يكى از خويشاوندان خويش دچار آمدم . رسول خدا ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) فرمود : قضيه چيست ؟ عرض كرد : همان حادثه براى پسر عمويم عويمر اتفاق افتاده است ، و زن او نيز دختر عموى وى مىباشد . و شريك نيز پسر عموى آنها است . نبى اكرم ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) آنها را احضار فرمود . نخست رو به عويمر كرد و فرمود : در مورد خانواده و دختر عمويت از خدا بترس و مبادا اين زن را به ناحق متهم به زنا سازى . عويمر عرض كرد به خدا سوگند كه راست مىگويم ، آرى من شريك بن سمحاء را با اين زن در وضع نامشروعى ديدم كه با او زنا مىكرد ، و او نيز هم اكنون حامله است ، و من نيز مدت چهار ماه است كه با او نزديكى نكرده‌ام . رسول اكرم ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) به زن گفت : اى زن از خدا بترس و اگر آن كار زشت را انجام داده‌اى به راستى گزارش كن . زن عرض كرد : عويمر مرد غيورى