پيامبر اكرم ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) از اين جريان و همچنين از سخن هلال بن اميه متغير گشت و اثر ناراحتى بر چهرهء آنحضرت پديدار شد ، و اين گفتار بر روح و جان وى گران آمد .
هلال عرض كرد : يا رسول اللَّه ، من مىدانم كه سخنم شما را آزرده و خاطرتان را رنجانده است ، لكن من اين حادثه را با چشم خود ديدهام ، بنابراين چگونه مىتوانم آن را اظهار نكرده و در دلم مخفى نگاهدارم ، و خدا مىداند كه اين سخنم راست و گوياى واقعيتى است كه روى داده است ، اميدوارم خداوند متعال گشايشى در كارم فراهم آورد .
پيامبر اكرم ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) بر آن شد كه حدّ قذف را بر هلال جارى سازد .
همزمان با اين تصميمگيرى بود كه شمارى از انصار به عرض رساندند كه ما نيز دچار همان وضعى شدهايم كه هلال بدان دچار آمده و همان سخنانى كه سعد بن عباده با شما در ميان گذاشته است براى ما نيز مطرح است . اما اكنون مىخواهند حدّ قذف را بر هلال جارى سازند و شهادت او را نيز از اين پس مردود و غير قابل قبول اعلام نمايند . اين فاجعهء عظيمى است .
سرگرم گفتگو بودند و رسول اكرم ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) نيز مقدمات اجراء حدّ بر هلال بن اميه را آماده مىفرمود كه در اين اثناء وحى نازل گرديد ، صحابه و ياران آنحضرت شادمان شدند و گفتند : ان شاء اللَّه اين وحى در جهت فرج و گشايش كار ما است . آنگاه كه وحى بر پيامبر اكرم ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) به پايان رسيد فرمود : خداوند متعال ، هلال بن اميه و شما ياران مرا از اين مخمصه و تنگنا رهانيده و گشايشى در كارتان به وجود آورده است آياتى كه در جهت ارائهء راه حل - براى مشكل هلال بن اميه و ديگران - نازل شد معروف به آيات لعان است و آن عبارتست از :
« وَالَّذِينَ يَرْمُونَ أَزْواجَهُمْ وَلَمْ يَكُنْ لَهُمْ شُهَداءُ إِلَّا أَنْفُسُهُمْ فَشَهادَةُ أَحَدِهِمْ أَرْبَعُ شَهاداتٍ بِاللَّه إِنَّه لَمِنَ الصَّادِقِينَ . وَالْخامِسَةُ أَنَّ لَعْنَتَ اللَّه عَلَيْه إِنْ كانَ مِنَ الْكاذِبِينَ . وَيَدْرَؤُا عَنْهَا الْعَذابَ أَنْ تَشْهَدَ أَرْبَعَ شَهاداتٍ بِاللَّه إِنَّه لَمِنَ الْكاذِبِينَ . وَالْخامِسَةَ أَنَّ غَضَبَ اللَّه عَلَيْها إِنْ كانَ مِنَ الصَّادِقِينَ . وَلَوْ لا فَضْلُ اللَّه عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُه وَأَنَّ اللَّه تَوَّابٌ حَكِيمٌ » ( نور : 6 - 9 ) :
آنان كه همسران خويش را به زنا متهم مىسازند و براى آنها شاهدانى جز خود آنها نباشد
اسباب النزول ( فارسي ) — صفحة 106
مساهمون: السيد محمد باقر حجتي
ص١٠٦