تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 32

مساهمون:

ص٣٢
چون العادل بن المنصور به حكومت رسيد به خلافش برخاستند و سپاهيان او را به هزيمت دادند . هلال در سال 625 بيعت خود به نزد المأمون [ ابو العلاء ادريس موحدى ] فرستاد و موحدين نيز از او پيروى كردند . چون المأمون آمد به ياريش برخاستند ولى دشمنانشان ، سفيان ، به يحيى بن الناصر كه منازع او بود گرايش يافتند . هلال همچنان با المأمون بود تا آنگاه كه مأمون در كشمكش سبته كشته شد . پس از او با پسرش الرشيد [ ابو محمد عبد الواحد ] بيعت كرد و به مراكش آمد . سفيان را شكست داد و بسيارى را بكشت . سپس هلال كشته شد و برادرش مسعود جانشين او گرديد . شيخ هساكره عمر بن اوقاريط به خلاف الرشيد برخاست . او دوست مسعود بن حميدان بود و مسعود را بر ضد سلطان بر انگيخت . او نيز به مخالفت برخاست . الرشيد آهنگ سركوب او نمود و به مراكش بر سر او تاخت و در سال 632 او را با جماعتى از يارانش بكشت . كار اعراب خلط پس از او به دست برادرزاده‌اش يحيى بن هلال افتاد . يحيى قوم خود را به جنگ يحيى بن الناصر بسيج كرد و مراكش را محاصره نمود ابن اوقاريط نيز با ايشان همراه بود . الرشيد به سجلماسه راند و اينان بر مراكش را محاصره نمود ابن اوقاريط نيز با ايشان همراه بود . الرشيد به سجلماسه راند و اينان بر مراكش مستولى شدند و دست به كشتار و تاراج زدند . سپس الرشيد در سال 633 بيامد و بر آن بلاد غلبه يافت و ابن اوقاريط به اندلس رفت و بر على بن هود فرود آمد و از سوى همهء خلط دست بيعت به او داد . دانستند كه آن حيله‌اى از سوى ابن اوقاريط است و مىخواسته است كه از ورطه برهد . پس يحيى بن الناصر را از خود براندند و به الرشيد بازگشتند . الرشيد على و وشاح پسران هلال را دستگير كرد و در سال 635 در اندمور به زندان افكند . سپس آزادشان نمود . سپس مشايخشان را نخست بمهربانى به خود نزديك ساخت آنگاه همه را با عمر بن اوقاريط بكشت . مردم اشبيليه او را به نزدش فرستاده بودند . سپس اعراب خلط با السعيد [ ابو الحسن على ] به هنگامى كه به سوى بنى عبد الواد در حركت آمده بود يار شدند . كانون بن جرمون و قومش عرب سفيان با السعيد در نبرد بود . السعيد در آن نبرد كشته شد . المرتضى نيز بر ضد خلط دست به حيله زد و در سال 652 مشايخشان را دستگير كرد و به قتل رسانيد . عواج بن هلال بن بنى مرين پيوست . المرتضى ، على بن بو على را كه از خاندان رياست بود بر سر آنان فرستاد . سپس عواج در سال 654 بازگشت و على بن بو على به جنگ او رفت و در اين جنگ كشته شد . در سال 660 واقعهء ام الرجلين پيش آمد و اين واقعه بر ضد المرتضى بود . على بن بو على به بنى مرين گرايش يافت و همه اعراب خلط به بنى مرين پيوستند . رياست در اعراب خلط در آغاز دولت بنى مرين به عهدهء مهلهل بن يحيى بن مقدم بود . يعقوب بن عبد الحق دختر او را به زنى گرفت و سلطان ابو سعيد فرزند او از اين زن است . مهلهل همچنان فرمان مىراند تا در سال 659 به هلاكت رسيد . پس از او پسرش عطيه به رياست رسيد . عطيه معاصر ابو سعيد و پسرش ابو الحسن بود و از جانب ابو سعيد به سفارت نزد سلطان مصر الملك الناصر رفت .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 32 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى