تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 33

مساهمون:

ص٣٣
چون عطيه به هلاكت رسيد . عيسى بن عطيه جانشين او شد . سپس برادرش على بن عطيه به فرمانروايى رسيد ، سپس پسر برادرشان زمام بن ابراهيم بن عطيه به رياست رسيد . زمام بن ابراهيم به مقامى ارجمند رسيد و در دستگاه سلطان مقرب شد و تا پايان عمر بر اين حال ببود پس از او پسرش ، حمو بن ابراهيم و پس از او برادرش سليمان بن ابراهيم و پس از او برادرشان مبارك به رياست رسيدند . در تمام ايام فرمانروايى سلطان ابو عنان و پس از او بر اين حالت بودند ، تا آنگاه كه پس از هلاكت سلطان ابو سالم در مغرب فتنه افتاد و برادرش عبد العزيز بر مغرب مستولى شد . عبد العزيز ناحيهء مراكش را به پسر خود ابو الفضل به اقطاع داد و مبارك نيز با او بود . چون عبد العزيز ، ابو الفضل را در بند كشيد مبارك را نيز بگرفت و به زندان فرستاد و چون بر عامر بن محمد غلبه يافت و او را به قتل رسانيد ، مبارك را نيز با او بكشت . زيرا مبارك را از ياران او مىپنداشت و مىگفت در فتنه‌ها دست داشته است . در اخبار بنى مرين از او ياد خواهيم كرد . پس از مبارك پسرش على بر قبيلهء خلط به رياست رسيد . امروز اعراب خلط بر افتاده‌اند زيرا در اين سرزمين پهناور به مدت دويست سال در عين خوشى زيستند و همين امر سبب نابودى آنان گرديد . و اللّه غالب على امره .

بنى جابر بن جشم

بنى جابر در شمار جشم‌اند در مغرب . گويند كه ايشان از سدراته يكى از فرق زناته يا لواته‌اند و خدا به آن داناتر است . اينان در فتنهء يحيى بن الناصر دست داشتند زيرا با او و در زمرهء ياران او بودند . چون در سال 633 يحيى بن الناصر هلاك شد ، الرشيد كس فرستاد تا شيخ ايشان فائد بن عامر و برادرش قائد را بكشد . بعد از او يعقوب بن محمد بن قيطون به امارت رسيد . او را نيز يعلو سردار موحدين به فرمان المرتضى در بند كشيد و يعقوب بن جرموق سفيانى را بر بنى جابر رياست داد . چندى بعد بر يعقوب بشوريدند و مشايخ بنى جابر اسماعيل بن يعقوب بن قيطون را بر بنى جابر رياست بخشيدند . سپس بنى جابر در تادلا به دامنهء كوه در كنار صنا كه ، از قبايل بربر كه در بقنته و ارتفاعات آن مىزيستند قرار گرفتند . اينان گاه به دشت سرازير مىشدند و گاه در جبل مأوا مىگرفتند . در هر حال چون از پادشاه يا ديگر متجاوزان در بيم بودند خود را در پناه بربرها جاى داده حليف آنان شده بودند . در اين دوره‌ها رياست در ميان ورديغه يكى از بطون ايشان بود . در عهد سلطان ابو عنان يكى از مشايخشان را به نام حسين بن على الورديغى ديده‌ام . چون اين شيخ در گذشت پسرش الناصر جانشين او گرديد . وزير ، حسن بن عمر به هنگام جدا شدنش از سلطان ابو سالم در سال 760 به او پيوست . ولى لشكر سلطان بر سر آنان تاخت و مغلوب شد . آنگاه ابو الفضل بن سلطان ابو سالم به هنگام فرارش از مراكش در سال 768 به نزدشان رفت . سلطان عبد العزيز
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 33 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى