تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 486

مساهمون:

ص٤٨٦
آن حكايت كرديم زيرا اينان از بر كشيدگان و پروردگان اين دولت‌اند و در عداد واليان و موالى آن . و اللّه متولى الامور .

خبر از بنى مكى رؤساى قابس و اعمال آن

قابس از ثغور افريقيه است و در زمرهء ولايات آن . در ايام اغالبه و عبيديان و صنهاجه از زمان فتح واليان آن از قيروان معين مىشد . چون هلاليان به افريقيه در آمدند و امور آن پريشان شد و دولت صنهاجه به طوايف منقسم گرديد ، معز بن محمد الصنهاجى در قابس فرمان راند تا آنگاه كه مونس بن يحيى صنبرى غلبه يافت . او از قبيلهء مرداس از رياح بود و پس او برادرش ابراهيم به جايش نشست . چون او بمرد ، قاضى بن ابراهيم جانشين او گرديد . سپس مردم قابس به خلاف او برخاستند و در ايام تميم بن باديس او را كشتند . و با عمر بن معز بن باديس كه با برادرش مخالف بود بيعت كردند ، اين واقعه در سال 489 اتفاق افتاد . سپس برادرش تميم بر قابس مستولى گرديد و او خود عرب را مغلوب كرده بود و قابس و ضواحى آن از آن زغبه از - اعراب بنى هلال بود ، سپس اعراب رياح آنجا را تصرف كردند و مكن بن كامل بن جامع از بنى دهمان - برادران فادع - بر آن تسلط يافتند . آن دو - بنى دهمان و فادع - از بنى على يكى از بطون رياح‌اند . مكن در آنجا براى قوم خود بنى جامع دولتى تشكيل داد كه به فرزندانش به ارث رسيد تا آنگاه كه موحدين بر افريقيه دست يافتند و عبد المؤمن سپاهيان خود به قابس فرستاد . مدافع بن رشيد آخرين آنان از آنجا بگريخت و دولت بنى جامع منقرض شد و قابس و اعمال آن در تصرف موحدين در آمد . سيدها واليان افريقيه از سوى موحدين بر آن فرمان مىراندند تا زمانى كه بنى غانيه و قراقش بر طرابلس و قابس و اعمال آن مستولى شدند و ما در اخبار ايشان آورديم . پس موحدين بر يحيى بن غانيه غلبه يافتند و عمال خود را در آنجا نصب كردند . چون بنى ابى حفص براى بار دوم بعد از هلاكت شيخ ابو محمد عبد الواحد به افريقيه آمدند و العادل منشور امارت آن را به پسر خود ابو محمد عبد اللّه سپرد ، برادر خود امير ابو زكريا را نيز با او همراه كرد و امير ابو زكريا به امارت در آنجا رفت . سپس موضوع استبداد او و خلع كردن برادر خود و اطاعت از بنى عبد المؤمن پيش آمد كه از آن سخن گفتيم . شيخيت قابس در اين عهد در خاندان بنى سليم از خاندانهاى آن بود و من نمىدانم نسب به كجا مىرسانند . اما بنى مكى نسبشان در لواته است و او مكى بن فراج [ 1 ] بن زيادة اللّه بن ابى الحسن بن محمد بن زيادة اللّه بن ابى الحسين [ 2 ] لواتى است . بنى مكى از خواص امير ابو زكريا بودند . چون عزم آن كرد كه خود زمام امور را به دست گيرد با ابو القاسم عثمان بن ابى القاسم بن مكى به گفتگو پرداخت و او بر عهده گرفت كه برايش از مردم بيعت بستاند . به سبب اين اقدام در نزد ابو زكريا
هامش
[ ( 1 ) ] در نسخهءAوD: مراج [ ( 2 ) ] در نسخهءAوE: ابى الحسن .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 486 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى