تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 485

مساهمون:

ص٤٨٥
آنگاه كه سلطان باج و خراج از آنان برداشت . رئيس ايشان در ابتداى دولت سلطان ابو بكر از فرزندان ابو منيع بود به نام موسى بن حسن و مديونى سردار سپاه سلطان والى ايشان بود . روزى والى در آنان نشانه‌هاى مخالفت ديد بيمناك شد و سلطان را در نهان از آن آگاه كرد . سلطان خود به غزاى ايشان آمد . بگريختند . هفت تن از فرزندان يوسف را بيافت و همه را بگرفت و بكشت . سپس به جاى مديونى موسى بن حسن ولايت يافت چون او بمرد برادرش علان به جايش نشست . مدت حكومت او به دراز كشيد . مردى نيكخواه و عفيف بود . در سال 742 بمرد . پس از او پسرش عمر به امارت رسيد و پس از او پسر ديگرش ابو زيان . و بعد از او عمشان مولاهم بن محمد . مولاهم - چنان كه گفتيم - همراه با رسولان جريد نزد سلطان ابو الحسن آمد . چون بمرد از پسر عموهاى ايشان حسان بن هجرس جاى او بگرفت . محمد بن احمد بن وشاح از فرزندان جحاف مذكور بر او بشوريد و او را عزل كرد . محمد بن احمد تا سال 778 به جاى او فرمان راند ولى مردم حامه قيام كردند و عمر بن كلى قاضى را كشتند و والى خود حسان بن هجرس را بر سر كار آوردند . سپس يوسف بر او بشوريد و در بندش كشيد . او يوسف بن عبد الملك بن حجاج بن يوسف بن وشاح بود و او امروز رئيس ايشان است و مطيع فرمان دولت . يكى از نسب شناسان ايشان براى من گفت كه شيخيت اهل حامه در ميان بنى بوساك است . سپس در بنى تاميل بن بوساك و تاميل نخستين كسى است كه بر آنان رياست يافته است و وشاح از فرزندان تاميل است و بنى وشاح دو فرقه‌اند : بنى حسن و بنى يوسف . پس حسان بن هجرس و مولاهم و عمر ابو علان همه از بنى حسن هستند و محمد و احمد بن وشاح از بنى يوسف و اين مخالف است با آنچه در اول آمده بود . و خدا داناتر است كه كداميك صحيحتر است . اما نفزاوه و اعمال قسطيليه در اين عهد به توزر انتساب دارد . آنها قريه‌هايى چند است ميان آنها و توزر در سمت جنوب آن شوره‌زار مشهور است كه جز به يارى ستونهاى چوبى كه راهنماى روندگان است از آن نتوان گذشت و چه بسا روندگان در آن گم مىشوند و نابود مىشوند . در اين قريه‌ها اقوامى از بقاياى نفزاوه از بربرهاى ابتر پس از انقراض جمعشان در آنجا زيست مىكنند . عربها ديگر بطون بربر را از آنجا راندند و با آنان جمعى نيز از فرنگان معاهد بودند از مردم سردانيه كه جزيه مىپرداختند و جزء اهل ذمه بودند . امروز اعقاب ايشان در آن حوالى زندگى مىكنند . سپس جمعى از اعراب شريد و زغب و بنى سليم كه از بيابانگردى عاجز بودند نزد آنان فرود آمدند و زمين و آبى فراهم كردند . نفزاوه نيز رو به فزونى نهاد . چنان كه در اين عهد اكثر ساكنان آن از اين تيره‌اند . ولى از اين خاندانهاى نفزاوى كسى در آنجا به رياست نرسيده ، زيرا جايى خرد است و آنان بيشتر به اعمال توزر و رياست در آنجا علاقه دارند . اين بود حال جمعى از بزرگان بلاد جريد در دولت حفصيه كه از