تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 481

مساهمون:

ص٤٨١
جدايشان از قراى نفزاوه به نفطه منتقل شد و در آنجا مقام گرفت و فرزندانش در آنجا خود خاندانى شدند . اين چهار برادر - چنان كه گفتيم - در ايام شورا صاحب قدرت و نفوذ بودند . چون سلطان ابو بكر بر جريد مستولى گرديد و پسر خود ابو العباس را در قفصه جاى داد و امارت ديگر بلاد آن را به او داد ، مردم فرمان نبردند و او وزير خود ابو القاسم بن عتو از مشايخ موحدين را با سپاهى بر سرشان فرستاد . سپاهى نيز از پايتخت آمد . اينان شهر را محاصره كردند و درختانش را بريدند و مردم گردن به فرمان نهادند و بنى مدافع را كه بر آنان غلبه يافته بودند تسليم كردند . گردن همه را زدند و تا ديگران را عبرتى باشد پيكرشان بر تنهء درختان بردار كردند . تنها برادر خردتر به نام على از شمشير برهيد آن هم به سبب حقى كه بر گردن ابو القاسم بن عتو داشت كه پيش از بروز حادثه به دو گرايش يافته بود . تنها او از هلاكت برهيد . امير ابو العباس بر نفطه مستولى شد و آن را به قلمرو خويش . بيفزود سپس ابو بكر بن يملول در فرمانبردارى تعلل ورزيد . سلطان ابو بكر در سال 745 از تونس بيامد و فتح نصيب او شد . ابو بكر بن يملول به بسكره رفت و همچنان در آنجا مىزيست تا آنگاه كه به توزر لشكر آورد پس يوسف بن مزنى پيمانى كه با او بسته بود بشكست و او به دژهاى وادى ابن يملول در همسايگى توزر نقل كرد و در سال 746 بمرد . هلاكت سلطان و پسرش امير ابو العباس صاحب اعمال جريد پس از مرگ او در سال 747 اتفاق افتاد . پس سران هر يك از شهرهاى جريد به شهر خود بازگشتند . احمد بن العابد به قفصه باز گرديد . او در پناه ابن مكى مىزيست . بيامد و بر شهر خود مستولى شد و جاى پسر عم خود على بن يحيى را بگرفت . على بن خلف به نفطه باز گرديد و زمام امور آن به دست گرفت . يحيى بن محمد بن احمد بن يملول از تبعيدگاه خود در بسكره به توزر آمد . او كه هنوز كودك بود با عم خود ابو بكر به توزر آمد . چون سرير امارت خالى افتاد يحيى از آشيانهء خود در پناه يوسف بن منصور بن مزنى بيرون آمد . يوسف بن منصور او را با اولاد مهلهل - از كعوب - پس از آنكه از ايشان عهد و پيمانها گرفت و فرزندانشان را به گروگان نزد خود نگهداشت آزادش كرد و او به محل رياستش توزر شد . و متابعان او كه از ياران پدرش بودند او را به امارت برداشتند و سراسر كار جريد آنچنانكه بود در دست او قرار گرفت . اينان به هنگامى كه سلطان ابو الحسن به افريقيه مىرفت در وهران به ديدار او آمدند . سلطان آنان را بگرمى بپذيرفت و اكرام كرد . سپس هر يك به شهر خود و محل رياست خود رفت در حالى كه از سلطان جوايز و صلات كرامند و سهم و اقطاع گرفته بود . يحيى بن محمد بن احمد بن يملول به توزر رفت در حالى كه كودكى نوخاسته بود . على بن خلف بن مدافع را به نفطه فرستاد و احمد بن عمر بن العابد را به قفصه و در هر يك از اين شهرها عاملى و پادگانى نهاد سراسر جريد را به مسعود بن ابراهيم بن عيسى اليرنيانى داد كه از طبقهء وزرا بود ، و آن رؤسا را سفارش كرد كه در كنار او باشند . تا آنگاه كه در سال 747 سلطان در قيروان شكست خورد . عامل