بود كه برخى او را به كفر و برخى جنون نسبت دادند . مردم از چنان حاكمى به جان آمدند .
برادرش ابو بكر در حضرت به زندان بود . مردم توزر در نهان ماجرا به سلطان ابو العباس نوشتند . او ابو بكر را از بند آزاد كرد . و پس از گرفتن پيمانهايى به فرمانبردارى و اداى باج و خراج ، به توزر فرستاد . جمع كثيرى از اعراب و جماعاتى از نفزاوه را كه همجوار توزر بودند با او همراه ساخت . ابو بكر بر شهر شبيخون زد و آن را بگرفت . مردم شتافتند و برادرش يملول را بگرفتند و به دست او دادند . ابو بكر او را در خانهاش در بند كشيد ولى از ريختن خونش ابا كرد . سه روز بعد او را در زندانش مرده يافتند .
پيش از آنكه امور جريد به شورا محول شود ، يحيى بن محمد بن على بن عبد الجليل بن العابد از خاندانهاى قفصه بر آن فرمان مىراند . اينان به زعم خودشان به بلى نسب مىرسانند و نيز به زعم ايشان از احلاف شريد از بطون سليم هستند . و خدا داناتر است به آغاز فرود آمدن ايشان در قفصه و پيوست با مردم آنجا و انتظام در خاندانهاى آن . از خاندانهاى آنها خاندان بنى عبد الصمد است و خاندان بنى ابى زيد . رياستشان در عهد امير ابو زكرياى اول به عهدهء يكى از بنى ابى زيد بود و از سوى او به جمع آورى باج و خراج جريد منصوب شده بود .
سپس سعايت كردهاند كه بخشى از آن اموال را خود تصرف كرده از اين روى او را بر افكند و هزاران دينار از اموال او مصادره نمود . از آن پس رياستشان در اين خاندانها پراكنده بود .
در هنگامى كه كار جريد به دست شورا افتاد و آنان كه داراى عصبيت بودند در شهر مقام بيشترى كسب كردند بنى العابد از ديگران فراتر بودند . بزرگ ايشان يحيى بن على زمام امور به دست داشت . چون سلطان از كار زناته فراغت يافت و سلطان ابو الحسن به تلمسان آمد و آنجا را محاصره نمود و سلطان براى نظر در كار ملك و تمهيد آن و اصلاح ثغور در حركت آمد . كار خود را از فتح قفصه آغاز كرد و در سال 735 با سپاهى از موحدين و طبقات لشكريان و عربها برفت و يك ماه يا در حدود يك ماه آنجا را محاصره نمود و هر چه نخل بود ببريد و گردنشان به محاصره بفشرد تا به اطاعت در آمدند . از سلطان خواستند كه برايشان ابقا كند ولى بسيارى از بنى عابد گريختند و به قابس شدند و در پناه ابن مكى قرار گرفتند . اهل بلد به حكم سلطان تسليم شدند و سلطان از ايشان بپذيرفت و از خطايشان درگذشت و به بسط عدل پرداخت و آرزوهاى حاجتمندانشان بر آورد . آنگاه آنان را چنان مورد نواخت خويش قرار داد كه امير ابو العباس را كه بعدا به ولايتعهدى برگزيده شد در ميان آنان قرار داد و منشور امارت بلاد جريد را به نام او صادر نمود . رئيس قفصه يحيى بن على را به حضرت برد و او در آنجا ببود تا در سال 744 درگذشت . امير ابو العباس زمام كارهاى جريد به دست گرفت و بر نفطه مستولى شد . و چنان كه گفتيم بنى خلف يعنى مدافع و ابو بكر و عبد اللّه و محمد و پسرش احمد بن محمد و پسر برادرشان خلف بن على بن خلف بن مدافع را بكشت . اينان نسب به غسان مىرسانند نياكانشان از اولين دستههاى عرب هستند كه به اين بلاد آمدهاند .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 480
مساهمون: ابن خلدون
ص٤٨٠