تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 476

مساهمون:

ص٤٧٦
مىآورند ، بستاند و نزد او برد . او نيز براى انجام اين كار آماده شد تا شنيد كه از مغرب رسيده‌اند در قسنطينه به آنان پيوست در آنجا خبر يافتند كه سلطان در قيروان - چنان كه گفتيم - شكست خورده . پس عزم رفتن به بلاد خود كرد . يعقوب بن على بن احمد امير به دو در ناحيهء نزديك از افريقيه به سبب خويشاوندى سببى و مخالفتى كه ميان آنان بود نزد او آمد . آنان نيز كه در قسنطينه بودند از اولياى سلطان و حواشى و عمال او و نيز رسولان پادشاه فرنگان و سياهان كه با عبد اللّه كوچكترين فرزندش آمده بودند نزد او گرد آمدند . يوسف بن منصور همه را مأوا داد و در شهر خويش فرود آورد و نيازهايشان را بر آورد . چند ماه در نزد او ماندند تا سلطان از قيروان خلاص شد و به تونس رفت . آنگاه با يعقوب بن على و با آن گروه نزد او رفتند و اين امر سبب شد كه در باقى ايام نزد سلطان ابو الحسن مكانتى ارجمند يابد . و چون رؤساى نواحى افريقيه به خلاف سلطان برخاستند و بر او بشوريدند او همچنان مطيع فرمان او بود و به تونس و الجزاير به هنگام رهاييش از حادثهء دريائى - كه خواهيم گفت - برايش اموال مىفرستاد و پس از آنكه براى باز پس گرفتن مملكت خويش از الجزاير به مغرب اقصى رفت بر منابر به نامش خطبه مىخواند . تا سلطان ابو الحسن در جبل هنتاته از اقصاى مغرب در سال 752 بمرد و كار دولت مرينى بر عهدهء پسرش سلطان ابو عنان قرار گرفت . چون ابو عنان تلمسان را به قلمرو خود افزود و دولتى كه بنى عبد الواد تجديد كرده بودند و سبب وحدت كلمهء زناته شده بود بر افتاد و در سال 753 به بلاد شرقى نزديك شد يوسف بن منصور به فرمانبردارى او مبادرت ورزيد و رسولان خود را با نامهء بيعت خويش به نزد او فرستاد . سپس بار ديگر با حاجب خود كاتب ابو عبد اللّه محمد بن ابى عمر نامهء مودت گسيل داشت و سلطان ابو عنان را به تصرف ملك افريقيه و تمهيد قواعد دولتش در بجايه برانگيخت . در سال 754 امراى قبايل و رؤساى نواحى نزد سلطان ابو عنان رفتند . يوسف بن منصور امير زاب و يعقوب بن على امير به دو و ساير دواوده نيز در خدمت او بودند . سلطان آنان را اكرام كرد و حق يارى آنان پدرش را در افريقيه رعايت نمود و جوايز كرامند داد . يوسف بن منصور بن مزنى را منشور امارت زاب و ماوراى آن چون بلاد ريغه و واركلى - آن سان كه رسم بود - عطا كرد و شادمان باز گردانيد . يوسف بن منصور در عهد ولايت سلطان ابو عنان از مخالطت با او نيك بهره‌مند بود و در مجلس او مكانى و الا داشت . چون سلطان براى فتح قسنطينه در سال 758 - چنان كه خواهيم گفت - رهسپار افريقيه گرديد ، يوسف بن منصور در قسنطينه با ياران خود به ديدار او شتافت و سلطان او را در زمرهء طبقات وزراى خويش در آورد . در اين هنگام يعقوب بن على از آن بيم داشت كه سلطان ابو عنان از او و قومش گروگان خواهد . از اين رو عصيان كرد و به احياء