تحن الى اوطان صبرة نافتى * لكن معاجملة دريد حوارها ( ؟ )
دريد سراة البدو للجود منقع * كما كل ارض منقع الماء خيارها
و هم عربوا الاعراب حتى تعرفت * بطرق المعالى ما ينو في قصارها
و تركوا طريق البارمين ثنية * و قد كان ما يقوى المطايا حجارها [ 1 ]
اما فرزندان عطيه رياستشان در ميان پسران مبارك بن حباس بود و ارتفاعات ابن حلوف از سرزمين قسنطينه از آن ايشان بود . سپس ناتوان شدند و پراكنده گرديدند و توبة بن على آنان را در ارتفاعات ابن حلوف مغلوب كرد . اينان از مواطن خويش مصقله بر سر ايشان لشكر كشيدند و بلادشان و متعلقات آن را تصرف كردند . سپس از حركت در صحرا عاجز آمدند و شتران خويش وا گذاشتند و گاو و گوسفند اختيار كردند و در شمار قبايل خراجگزار در آمدند .
گاه نيز سلطان از آنان مىخواست كه در لشكر او خدمت كنند . آنان نيز افواجى ترتيب مىدادند و به او مىپيوستند . رياستشان در فرزندان و شاح بن عطوة بن عطية بن كمون بن فرج بن توبه بود و هم در فرزندان مبارك بن عابد بن عطية بن عطوه . تا اين زمان نيز حال بر همين منوال است .
فرزندان مسرور و فرزندان جار اللّه بر طبق سنن خويش در جوار ايشان جاى دارند .
اما فرزندان و شاح در اين عهد رياست در ميانشان منقسم است بين سجيم بن كثير بن جماعة بن و شاح و بين احمد بن خليفة بن رشاش بن وشاح اما فرزندان مبارك بن عابد ، رياستشان نيز منقسم است ميان نجاح بن محمد بن منصور بن عبيد بن مبارك و عبد اللّه بن احمد بن عنان بن منصور كه او رياست را از عم خود راجح بن عثمان بن منصور به ارث برده است . و اما فرزندان جار اللّه ، رياستشان در ميان فرزندان عنان بن سلام است . عاصم و مقدم و ضحاك و عياض فرزندان مشرق بن اثبج هستند و لطيف پسر هندج بن مشرق است . اينان را در ميان اثبجها شمار و توان افزون از ديگران است .
عاصم و مقدم از اطاعت موحدين سرباز زدند و به اين غانيه روى آوردند . يعقوب المنصور آنان را به مغرب فرستاد و با جشم در تامسنا جاى داد . از آنان سخن خواهيم گفت . قبايل عياض و ضحاك در مواطن خود در افريقيه باقى ماندند . بنى عياض در جبل القلعه يا قلعهء بنى حماد فرود آمدند . بر قبايلى كه در آن حدود مىزيست غلبه يافتند و عهدهدار جمع آورى خراجشان شدند . چون دولت به يارى رياح بر ايشان غلبه يافت ، اينان به دفاع از آن رعايا و جمع آورى خراجشان براى سلطان پرداختند و در سراسر آن كوه از مشرق تا مغرب ميان قلهء غنيه و قصاب تا موطن بنى يزيد بن زغبه سكونت گزيدند . پس ابتداى مواطنشان غنيه است موضعى به نام مهايه و رياست ايشان در فرزندان ديفل است . با ايشان بطنى است كه آن را زبير گويند و بعد از ايشان مرتفع و خراج دو بطن از بطونشان جاى دارند .
هامش
[ ( 1 ) ] بيشتر مصراعها غلط و خارج از وزن است . م .