تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 428

مساهمون:

ص٤٢٨
چون سلطان ابو عنان در سال 753 بر بنى عبد الواد تاختن آورد و بر مغرب اوسط مستولى شد و بقاياى لشكر بنى عبد الواد تا جان خويش برهانند به بجايه رفتند ، ابو عنان از امير عبد اللّه خواست كه راه بر آنان بگيرد و به اسارتشان ببرد . امير عبد اللّه نيز اجابت كرد و جاسوسان در كمينگاهها گماشت . آنان در ضواحى بجايه محمد پسر سلطان بنى عبد الواد ابو سعيد عثمان بن عبد الرحمان و برادرش ابو ثابت الزعيم بن عبد الرحمان و زيرشان يحيى بن داود مكى را بديدند و در بند كشيدند و نزد سلطان ابو عنان فرستادند . سپس خود در پى آنان بيامد . ابو عنان او را با اكرام تمام بپذيرفت و به نيكوترين جاى فرود آورد . آنگاه كسانى را بر گماشت تا او را وادار كنند كه به سبب اين اكرام و بزرگداشت سلطان در حق او از بجايه دست بكشيد و آن را در عوض مكناسه در مغرب به او واگذارد . ابو عبد اللّه از روى ياس و اكراه اين خواسته اجابت كرد . جماعتى از دولتمردان سلطان و بزرگان بنى مرين بر اين شهادت دادند . سلطان ، مكناسه از اعمال مغرب را به او اقطاع داد . سپس چند روز بعد آن اقطاع از او بستد و او را در زمرهء حواشى خود در مغرب آورد . امير ابو عبد اللّه غلام خود فارح را كه روزى زمام اختيار او را به دست داشت فرستاد تا زن و فرزندش را به نزد او برد و ابو عنان عمر بن على بن الوزير - از بنى واطاس - را امارت بجايه داد . عمر بن على مىپنداشت كه نسب به على بن يوسف امير لمتونه مىرساند و امير ابو عنان او را به سبب همين نسب صنهاجى به اين سمت برگزيده بود . در بجايه نيز جماعتى كثير از صنهاجه زندگى مىكردند . چون عمر بن على با ياوران خود بر بجايه در آمدند ، اولياء دعوت حفصيه كه در آنجا بودند از صنهاجه و موالى دست به دست هم دادند كه عمر بن على بن الوزير و متابعان او را از بنى مرين بكشند . عامل اصلى اين اقدام . زعيم صنهاجه منصور بن ابراهيم بن الحاج بود و به تلقين فارح . روز ديگر به سراى او در قصبه روى نهادند . منصور بن ابراهيم سر به گوش او نهاد كه رازى گويد و در همان حال ضربه‌اى بر او نواخت و ديگرى از ايشان قاضى ابن فركان را كه از ياران و پيروان بنى مرين بود ضربه زد . سپس عمر بن على را ضرباتى ديگر زدند و كشتند . قاضى نيز زخم خورده به سراى خود رفت و بمرد . خبر اين واقعه به فارح رسيد . سوار شده به قصبه راند و مناديان به نام صاحب قسنطينه محمد بن ابى زيد ندا در دادند و خبر به او رسانيدند و به حركت تحريض كردند . و چند روز بر اين حالت ببودند . سپس بزرگان مردم بجايه از بيم خشم ابو عنان تصميم گرفتند كه همان دعوت فرمانرواى مغرب را بر پاى دارند . پس بر فارح بشوريدند و در سال 753 او را كشتند و سرش را نزد سلطان به تلمسان فرستادند . عامل اصلى اين اقدام هلال از موالى ابن سيد الناس بود و نيز محمد بن الحاجب ابى عبد اللّه بن سيد الناس و مشايخ شهر . اينان عامل تدلس از سوى بنى مرين را كه يحيى بن عمر بن عبد المؤمن ونكاسنى نام داشت فرا خواندند و او
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 428 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى