تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 426

مساهمون:

ص٤٢٦
بن عتو از آن پس متوارى شد ، يك شب او را يافتند و در بند كشيدند و شكنجه كردند . در همان بازجست و شكنجه بمرد . عمالى كه در اطراف بودند مأمور به گرفتن بيعت شدند . همه بيعت خود و مردم قلمروشان را اعلام داشتند . ابن يملول صاحب توزر نيز اطاعت كرد و اموال خراج و هداياى خود گسيل داشت . صاحب نفطه و صاحب قفصه نيز از او متابعت كردند . ابن مكى مخالفت كرد و رفت تا بر سر ابو محمد بن تافراكين لشكر آورد و اين بدان سبب بود كه ابو محمد بن تافراكين كفيل سلطان شده بود و او را از تصرف در امور منع كرده بود . باقى قضايا خواهد آمد . ان شاء اللّه تعالى و اللّه تعالى اعلم .

خبر از حركت صاحب قسنطينه ابو زيد عبد الرحمان بن ابى بكر دوم به تونس و حجابت ابو العباس بن مكى و وقايع آن

چون ابو محمد بن تافراكين بر تونس استيلا يافت و با مولا ابو اسحاق به خلافت بيعت كرد و اختيار و عنان تمام امور به دست گرفت به سبب خودكامگىاش ديگر امرا به دو كينه‌ور شدند . ابن مكى به سبب رقابتى كه از قديم از ايام سلطان ابو بكر در ميان آن دو بود - به خلاف او برخاست و در اين اقدام از فرزندان مهلهل كه در رياست كعوب با فرزندان ابو الليل شركت داشتند يارى طلبيد . و چون ديد كه ابو محمد بن تافراكين با فرزندان ابو الليل همدستى دارد با او و فرزندان ابو الليل هر دو به مخاصمت برخاستند . آنگاه با بنى حكيم از قبايل علاق دست اتحاد دادند و بر ضواحى تاختن آوردند و به كشتار و تاراج پرداختند . سپس به نزد امير ابو زيد صاحب قسنطينه و اعمال آن كس فرستادند و او را به نهضت به سوى افريقيه و تصرف ملك پدران خود كه اكنون به دست استبداد ابو محمد بن تافراكين افتاده بود ، تحريض كردند . او لشكرى به سردارى ميمون و منصور از موالى خود و موالى پدرش روانه ساخت . اين سپاه از قسنطينه در حركت آمد . يعقوب بن على بزرگ دواوده نيز با قوم خود بيامد . ابو محمد بن تافراكين با لشكرى به دفاع بيرون شد . ابو الليل بن حمزه نيز همراه او بود . اين لشكر تحت فرماندهى مقاتل از موالى سلطان بود . دو سپاه در بلاد هواره ، در سال 752 روياروى شدند و شكست در فرزندان ابو الليل افتاد . در اين روز ابو الليل فتيتة بن حمزه به دست يعقوب بن سحيم از فرزندان قوس شيوخ بنى حكيم كشته شد . بقاياى لشكر به تونس بازگرديد . دست فرزندان مهلهل و سپاهيان قسنطينه در بلاد گشاده گرديد . از مواطن هواره به جمع آورى باج و خراج پرداختند تا به ابه رسيدند . سپس به قسنطينه باز گرديدند . بر فرزندان ابو الليل به جاى فتيته برادرش خالد بن حمزه رياست يافت . ابو العباس بن مكى در اثناى اين احوال با مولا ابو زيد صاحب قسنطينه ، از مكان حكومتش در قابس نامه مىنوشت و نزد او رسول مىفرستاد و به مال و لشكر وعده مىداد نيز اعراب را از عطاياى خويش محروم نمىداشت تا آنگاه كه فصل زمستان سپرى شد . پس با فرزندان مهلهل به نزد او رفت و از او نيكى و اكرام