اطراف پراكنده شدند و باج و خراج پذيرفتند . و بر اين حال ببودند تا آنگاه كه الناصر بن علناس سكونت در قلعه را ترك گفت و در ساحل دريا شهر بجايه را پى افكند و ذخاير خود را به آنجا برد و آنجا را براى زيستن آماده ساخت . المنصور پسرش پس از پدر از ستم آنان و فسادشان در ضواحى پس از آنكه مدتى در كوهستانهاى صعب موضع گرفته بود به بجايه فرود آمد . همگان قلعه را ترك كردند و در بجايه استقرار يافتند . از ميان ديگر احياء ، رياست خاص طايفهء اثبج بود ولى پس از پراكنده شدن صنهاجه دولت ايشان نيز منقرض گرديد .
چون موحدين در سالهاى 541 بر دولتهاى مغرب غلبه يافتند و شيخ موحدين ، عبد المؤمن به افريقيه سپاه برد و در الجزاير دو تن از اميران ايشان به نزدش آمدند . يكى ابو الخليل [ ( 1 ) ] بن كسلان امير اثبج بود و ديگرى حباس بن مشيفر از رجال جشم . عبد المؤمن آن دو را بنيكى بنواخت و آنان را منشور فرمانروايى بر قوم خود داد و به راه خود رفت . بجايه در سال 559 فتح شد .
آنگاه عربهاى هلالى بشوريدند و به دعوت صنهاجه پيوستند . امير رياح ، محرز بن زياد بن فادغ بود ، از بطون بنى على از رياح . سپاه موحدين در سطيف با آنان روياروى شد . عبد اللّه بن عبد المؤمن سردار سپاه بود . سه روز مقاومت كردند و چون روز چهارم فرا رسيد موحدين بر آنان غلبه يافتند و از ايشان بسيارى را كشتند و اموالشان را به غنيمت برند و مردان و زنانشان را اسير كردند و بقاياى ايشان را تا دشت تبسه تعقيب نمودند . سپس ديدهء بصيرتشان گشوده شد و در برابر قدرت موحدين تسليم شدند و به دعوت ايشان گردن نهادند . عبد المؤمن اسيرانشان را برهانيد . موحدين پيوسته آنان را در جنگهاى خود فرا مىخواندند اين فراخوانيها گاه با ارسال اشعار بود . از جمله هنگامى كه به اندلس لشكر بردند ايشان نيز با عبد المؤمن و پسرش يوسف - چنان كه در اخبار دولت ايشان آمده است - از آب گذشتند . بر اين حال ببودند تا آنگاه كه بنى غانيه ، امراى ميورقه بر دولت خروج كردند و با ناوگان خود از دريا گذشته به بجايه آمدند و در سال 581 آغاز دولت المنصور آنجا را تاراج كردند . بنى غانيه پرده از رخسار برگرفتند و طاعت موحدين را نقض كردند و عرب را نيز به قيام بر ضد ايشان فرا خواندند .
قبايل جشم و رياح و جمهور اثبج از هلاليان به زودى دعوت ايشان را اجابت كردند .
چون سپاهيان موحدين براى ممانعت از تجاوزشان در حركت آمدند قبايل زغبه نيز در پى آنان افتادند . بنى غانيه به قابس راندند . همهء جشم و رياح نيز به آنان پيوستند . بيشتر اقوامشان از مسوفه و لمتونه از اطراف گرد آنان بگرفتند و دعوت عباسيان را آشكار كردند . امراى ايشان بنى تاشفين در مغرب نيز به دعوت عباسيان تمسك جستند و در ميان قبايلى كه در قابس فرود آمده بودند به اقامهء آن دعوت پرداختند .
هامش
[ ( 1 ) ] در نسخهءD: ابو الجليل .