هاشم از نياكان نزديك آنها باشد و گر نه هاشم كه جد اعلاى هاشميان است ميان همه مشترك است و موجب تمايز يكى از ديگران نمىشود . از هلاليان كسى كه من به سخن او اعتماد دارم ، به من گفت كه در بلاد الشريف شكر راه يافته . آنجا مكانى است از نجد در كنار فرات و فرزندانش تا اين زمان در آنجا زندگى مىكنند . و اللّه اعلم .
نيز گويند كه چون جازيه به افريقيه رفت و از شريف جدا شد ماضى بن مقرب [ ( 1 ) ] او را به زنى گرفت . ماضى از رجال دريد بود . چون المستنصر آنان را به افريقيه فرستاده بود مردانشان را به شهرها و بلاد امارت داد . مثلا موسى بن يحيى المرداسى را امارت قيروان و باجه داد و زغبه را امارت طرابلس و قابس داد و حسن بن سرحان را امارت قسنطينه . چون قبيله صنهاجه بر آن بلاد مستولى شد و از هر كس هر چه را براى او معين شده بود بستد ، رعاياى بلاد در اثر اختلاف فرمانروايان دچار ستم و تجاوز شدند . زيرا اين نسل از عرب را قائد و رهبرى در خور نبود ، از اين رو صنهاجه آنان را از شهرها بيرون راندند . آنان نيز به تصرف مناطق خارج شهرها روى آوردند و به خونريزى و تاراج و زدن كاروانها و غارت مسافران پرداختند .
چون صنهاجه را مغلوب كردند ، زناته به دفع ايشان برخاست . زيرا سرشت بدويت چون شهرت و شجاعت در آنان بيشتر بود . پس از افريقيه و مغرب الاوسط لشكر بر سرشان آوردند .
صاحب تلمسان از بنى خزر سردار خود ابو سعدى اليفرنى را بفرستاد . ميان دو گروه نبردهايى در گرفت و او در نواحى زاب كشته شد . بر سراسر ضواحى مستولى شدند و زناته نتوانست آنان را از افريقيه و زاب براند . بار ديگر در ضواحى در جبل راشد و مصاب از بلاد مغرب الاوسط نبرد در گرفت . چون به پيروزى رسيدند و آتش جنگ فرو نشست ، صنهاجيان با ايشان مصالحه كردند از اين قرار كه ضواحى خاص آنان باشد ، آنگاه به ميانشان تفرقه افكندند و اثبج را بر ضد رياح و زغبه يارى نمودند و الناصر بن علناس صاحب القلعه به ياريشان قيام كرد زناته نيز نيروى خود گرد آورد . معز بن زيرى صاحب فاس كه از مغراوه بود ، در ميان ايشان بود . همگان به اربس فرود آمدند . زغبه و رياح نيز در سبيبه به آنان پيوستند .
معز بن زيرى المغراوى به الناصر و صنهاجه مكر كرد و آنان را به هزيمت داد . عربها و زناته خزاين و خيمههاى الناصر را تاراج كردند و برادرش قاسم را كشتند . الناصر به قسنطينه گريخت و افراد رياح در پى او بودند . سپس به القلعه رفتند . در آنجا نبرد در پيوستند و سراسر آن را ويران كردند . سپس شهرهاى طبنه و مسيله را ويران ساختند و مردمش را آواره نمودند . آنگاه به منازل و روستاها و شهرها و املاك اطراف روى نهادند و همه را با خاك يكسان كردند . حتى آبها را خشكانيدند و درختان را افكندند و در زمين بسى فساد كردند .
ملوك صنهاجه از افريقيه و مغرب و نيز واليان و فرمانروايانشان آن بلاد را ترك گفتند و به
هامش
[ ( 1 ) ] در نسخههاى خطى چند بار مغرب ضبط شده .