تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 18

مساهمون:

ص١٨
بنى صنبر ، بطنى از بطون رياح است . و زيد بن زيدان كه به ضحاك نسبت دارد و ثليجان بن عابس كه از حمير است و زيد العجاج بن فاضل كه مىپندارند پيش از وارد شدنشان به افريقيه در حجاز مرده است . و فارس بن ابى الغيث و عابد برادرش و ابى على اينان را اهل اخبار به مرداس نسبت دهند و در اشعارشان از اين نسبها ياد كنند . ذياب بن غانم به هنگام دخول در افريقيه رهبر آنان بود . از اين رو او را ابو مخيبر مىگفتند . شعوب ايشان در اين عهد - چنان كه گفتيم - زغبه و رياح و اثبج و قره هستند و همهء اينان از بنى هلال بن عامراند . گاه بنى عدى را نيز در شمار ايشان مىآوردند و من بر اخبار ايشان دست نيافته‌ام . بنى عدى را در اين زمان حيى شناخته شده نيست . شايد متلاشى شده‌اند و در قبايل ديگر پراكنده گشته‌اند همچنين ربيعه را نيز در اين شمار مىآورند . اينان را نيز در اين عهد نشناخته‌ام . شايد همان معقل باشند . زيرا از سلسله نسبشان چنين بر مىآيد . در ميان ايشان غير از تيره‌هاى بنى هلال - تيره‌هاى بسيار ديگرى هم هستند : از فزاره و اشجع از بطون غطفان و جشم بن معاوية بن بكر بن هوازن و سلول بن مرة بن صعصعة بن معاويه و معفل از بطون يمنيان و عنزة بن اسد بن ربيعة بن نزار و بنى ثور بن معاوية بن عبادة بن ربيعة البكا بن عامر بن صعصعه و عدوان بن عمر بن قيس بن عيلان و طرود يكى از بطون فهم بن قيس . جز اينكه همهء اينان در هلال و اثبج مندرج شده‌اند . زيرا به هنگام ورودشان رياست با اثبج و هلال بود و اينان در اين دو مندرج گرديدند . فرقه‌اى از بنى هلال پيش از عهد يازورى يا جرجرائى از نيل گذشتند . اينان در عصر الحاكم بامر اللّه عبيدى در برقه بودند . ايشان را در برقه با صنهاجيان و شيعيان مصر حوادثى بوده است . نسب اينان به عبد مناف بن هلال مىرسد . چنان كه شاعرشان گويد :
طلبنا الغفر وجدناه عندهم * فلا عيب من عرب سجاح جهودها ( ؟ ) و بت عن ذاقرة مناف و نسبها * طراد كدانا نحن مالا يكودها ( ؟ ) ماتت ثلاثة آلاف قرة و من بقى * مجرحة منا تداوى كبودها [ 1 ] ( ؟ )
و ديگرى از ايشان گويد :
ايا رب جير الخلق من نابح البلا * الا القبيل الحارسا لا تجبرها ( ؟ ) و خص بها قرة مناف و نسبها * ديما لارياء البوادى تشيرها [ 2 ]
از اين ابيات بر مىآيد كه نسبشان به مناف مىرسد نه به هلال . و مناك به طور منفرد نمىآيد و بايد عبد مناف باشد . و خداى تعالى داناتر است .
هامش
[ ( 1 ) ] اين ابيات در چاپ بولاق و چاپ دار الكتب هم به گونه‌اى ديگر مغلوط و خارج از وزن و در هم ريخته است . م . [ ( 2 ) ] ابيات در هم ريخته و مغلوط است .