تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 377

مساهمون:

ص٣٧٧
انتظار آمدن حاجب خود ابن غمر ، درنگ كرد . و باقى ماجرا بيايد .

خبر از هلاكت سلطان ابو البقاء خالد و استيلاى سلطان ابو يحيى بن اللحيانى بر حضرت

سلطان ابو البقاء خالد پس از بيعت سلطان ابو بكر در قسنطينه پريشانحال شد و لشكر به جنگ او بسيج كرد و غلام خود ظافر معروف به الكبير را سپهسالارى آن لشكر داد . ظافر در باجه لشكرگاه زد و بياسود و منتظر امر سلطان ماند . در اين احوال مردم با ابو يحيى زكريا بن احمد بن محمد اللحيانى بن ابى محمد عبد الواحد بن شيخ ابو حفص هنگامى كه از مشرق باز گرديد ، و اوضاع كشور را آشفته ديد ، در طرابلس بيعت كردند . حاجب ابو عبد الرحمان بن غمر از سوى سلطان ابو بكر هديه‌اى گران نزد او فرستاد و پيام داد كه در اين مهم كه در پيش دارد يار و ياور او خواهد بود و در اين باره پيمان بسته شد . رجال كعوب و فرزندان ابو الليل و غير ايشان نيز آمدند و با او بيعت كردند و او را ترغيب نمودند كه به سوى حضرت در حركت درآيد . او نيز حركت كرد و بر مقدمه فرزندان ابو الليل را بفرستاد . شيخ دولتش ابو عبد اللّه محمد بن محمد المزدورى نيز با آنان بود و همگان راهى حضرت شدند . سلطان ابو البقاء نزد غلام خود ظافر كس فرستاد و از او لشكر خواست . ظافر در باجه بود . ولى پيش از رسيدنش راه بر او گرفتند و يارانش را پراكنده ساختند و ظافر را در بند كشيدند و در هشتم ماه جمادى سال 711 به تونس در آمدند و در ميدان شهر بايستادند . در شهر اضطرابى عظيم افتاده بود . شيخ دولت ابو زكريا الحفصى كشته شده بود و قاضى ابو اسحاق عبد الرفيع زبان اعتراض به سلطان ابو البقاء خالد گشوده بود . اين قاضى مردى بود با اتباع بسيار و در كارها دلير . سلطان ابو البقاء را به دفع دشمن اغرا مىكرد ولى سلطان از رويارويى با خصم تن مىزد و بهانه مىآورد كه بيمار است . عاقبت جمعى را به شهادت گرفت و خود را از خلافت خلع كرد و بيعت خود از مردم برداشت . ابو عبد اللّه المزدورى به قصو در آمد و سلطان ابو البقاء را بند برنهاد . آنگاه ابو يحيى زكريا بن اللحيانى از پى لشكر خويش بيامد و در دوم ماه رجب در خارج شهر مراسم بيعت همگانى صورت پذيرفت و او به شهر داخل شد و بر امور مستولى گرديد و كاتب خود ابو زكريا يحيى بن على بن يعقوب را مقام حاجبى داد و پسر عم خود محمد بن يعقوب را منصب صاحب الاشغال در حضرت . بنى يعقوب خاندانى بودند در شاطبه ، از خاندانهاى علم و قضا . اينان به همراه مهاجران اندلس به تونس آمدند و يكى از ايشان ابو القاسم عبد الرحمان بن يعقوب از همراهان ابن الامين صاحب طنجه بود و به امور قضائى در افريقيه اشتغال داشت . سلطان المستنصر او را به قضاى تونس برگماشت . ابو القاسم عبد الرحمان بن يعقوب يك بار نيز از سوى او به سفارت