تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 380

مساهمون:

ص٣٨٠
خشكى فرستاد تا دژ بنى عبد الواد را در اصفون فرو كوبند . اينان دژ را خراب كردند و آذوقه و هر چه در آن بود به تاراج بردند . ابو حمو به سردارى مسعود فرزند عم خود ابو عامر ابراهيم بن يغمراسن سپاهى به محاصرهء بجايه فرستاد . اينان در سال 715 بر گرد شهر مستقر شدند . محمد بن يوسف بن يغمراسن و بنى توجين همراه با على بن حمو نيز به ايشان پيوستند . ولى سپاه سلطان ابو يحيى بر سر ايشان تاخت و منهزمشان نمود و بر لشكرگاهشان مستولى گرديد . مسعود بن ابى عامر و لشكرش برفتند و از بجايه دور شدند . پس از آن محمد بن يوسف نزد سلطان ابو يحيى پيام داد و اظهار فرمانبردارى نمود . سلطان پروردهء خويش محمد بن الحاج فضل را با هدايا نزد او فرستاد و وعده داد كه اگر او را يارى دهد از هر چه از آن يغمراسن در افريقيه بوده است او را سهمى خواهد داد . بنى عبد الواد از بجايه منصرف شدند . سلطان ابو يحيى با سپاهيان و سرداران خويش به وطن باز گرديد .

خبر از استبداد ابن غمر در بجايه

ابن غمر همچنان در شغل حجابت خويش راه خودكامگى در برابر سلطان ابو بكر مىپيمود . مىپنداشت زمام اختيار سلطان به دست اوست و تا او نخواهد هيچيك از اوامر سلطان نفاذ نيابد . همچنين ابن غمر همواره سلطان ابو بكر را بر ضد خواص خود تحريض مىكرد و سبب قتل آنان مىشد . چه بسا سلطان اين همه خودكامگى را بر نمىتافت . در سال 713 چند تن از مردم قسنطينه براى كشتن ابن غمر توطئه‌اى ترتيب دادند ولى راز اين توطئه فاش شد و به انجام نرسيد و همهء آنان گرفتار آمدند و به قتل و شكنجه محكوم شدند . سلطان ابو بكر در سال 713 به بجايه باز گرديد در حالى كه از خودكامگى ابن غمر به جان آمده بود . نخست محمد بن فضل را در مجلس شرابخوارى در خلوت بكشت و حاجب را از آن خبر نبود . بامداد روز ديگر كه ابن غمر به سراى سلطان مىرفت تا بر مسند خويش قرار گيرد ، جسد او را با جامه‌هايى غرقه در خون بر راه افتاده ديد . خبر دادند كه سلطان بر او خشم گرفته و او را كشته است . ابن غمر بيمناك شد و دريافت كه سلطان به خشم آمده است و از عواقب آن وحشت كرد . نيز از سعايت خواص و اهل خلوت سلطان خود را در امان نمىديد تا از آسيب سلطان و خواص سلطان برهد چنان انديشيد كه او را از بجايه دور سازد و به غزاى ثغور فرستد . اين بود كه به گرفتن افريقيه از سلطان ابو يحيى ترغيبش كرد و هر چه لازم مىنمود خيمه و آلت و عدت مهيا كرد و سپاهى و خدم بسيج نمود . سلطان در سال 715 رهسپار قسنطينه شد . سپس به غزاى بلاد هواره در حركت آمد و پيروزمندانه از آنجا به راه خود ادامه داد . و پس از جمع آورى باج و خراج بلاد هواره در سال 716 به قسنطينه باز گرديد . ابن غمر در بجايه فرمان مىراند و سرگرم دفع زناته از آن بود . ابن غمر محمد بن قالون را به جاى خود در بجايه گذاشته بود و از اينكه سلطان را از بجايه دور داشته و خود به