تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 16

مساهمون:

ص١٦
از آن هلال . آنگاه شهرهايى چون مدينه الحمراء و اجدابيه و اسمرا و سرت را ويران كردند . هيب [ ( 1 ) ] كه از قبيلهء سليم بود و همپيمانان آن چون رواحه و ناصره و عميره در برقه درنگ كردند و قبايل دياب و عوف و زغب و همهء بطون هلال چون انبوه ملخها رهسپار افريقيه شدند . بر چيزى نمىگذشتند مگر آنكه نابودش مىكردند تا در سال 443 به افريقيه وارد شدند . نخستين كسى كه به افريقيه در آمد امير رياح مونس بن يحيى الصنبرى بود . معز بن باديس او را استمالت كرد و در زمرهء خواص خويش در آورد و دختر خود به دو داد . و با او در باب فرا خواندن عرب از اقصاى وطنش براى سخت گرفتن بر پسر عموهاى خود گفتگو كرد . او نيز اعراب را فرا خواند . همگان بيامدند و در آن بلاد دست به تاراج و كشتار زدند و فساد آشكار كردند و به شعار خليفه المستنصر ندا در دادند . معز بدين سبب به خشم آمد و برادر مونس را دستگير كرد و در خارج شهر قيروان لشگرگاه زد و از پسر عم خود قائد بن حماد بن بلكين صاحب قلعه يارى طلبيد . او نيز هزار سوار به ياريش فرستاد . زناته نيز به ياريش برخاست و منتصر بن خزرون المغراوى با هزار سوار از قوم خود به دو پيوست . معز بن باديس با اين جماعات و اتباع و حشم و متعلقان خويش و نيز بقاياى عربى كه از ايام فتح افريقيه در آنجا مانده بودند و نيز جماعتى از زناته و بربر در حركت آمدند . شمار سپاهيانى كه بر گرد او جمع شده بودند به سى هزار نفر مىرسيد . قبايل رياح و زغبه و عدى در جهت جنوبى قابس گرد آمده بودند . به سى هزار نفر مىرسيد . قبايل رياح و زغبه و عدى در جهت جنوبى قابس گرد آمده بودند . چون دو سپاه روياروى شدند ، عربهايى كه از ايام فتح باقى مانده بودند به انگيزهء عصبيت قديم به بنى هلال پيوستند و زناته و صنهاجه هم خيانت كردند ، پس شكست در لشكر معز افتاد . او با جمعى از خواص يارانش به قيروان گريخت و عربها هر چه بر جاى گذاشته بود از مال و متاع و ذخيره و خيمه‌ها و علمها به غارت بودند و گروه بىشمارى را از مردم كشتند . گويند شمار كشتگان صنهاجه به سه هزار و سيصد تن رسيد . على بن رزق الرياحى در اين باره گويد . - و گويند كه شعر از ابن شداد است و مطلعش اين است :
لقد زار وهنا من اميم خيال * و ايدى المطايا بالزميل عجال
و در آن گويد :
و ان ابن باديس لا فضل مالك * لعمرى ، و لكن ما لديه رجال ثلاثون الفا منهم قد هزمتهم * ثلاثة آلاف و ذاك ضلال
آنگاه معز بن باديس را در قيروان محاصره كردند . همهء حوالى قيروان و ديه‌هاى اطراف دستخوش غارت و كشتار عرب شد . مردم اطراف به قيروان پناه بردند . قتل و غارت از حد بگذشت و محاصره هر چه سخت‌تر گرديد . مردم قيروان به تونس وسوسه گريختند . كشتار و تاراج سراسر افريقيه
هامش
[ ( 1 ) ] در جمهره : هنب . م .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 16 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى