تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 17

مساهمون:

ص١٧
را در بر گرفت و دامنهء آن در سال 445 تا ابه و اربص كشيده شد . زغبه و رياح قيروان را محاصره كردند . مونس در نزديكى ميدان شهر فرود آمد . سپس بلاد قسطيليه را نيز تصرف كردند . از آن ميان عابد بن ابى الغيث با زناته و مغراوه به جنگ رفت و آنان را فرو ماليد و بازگرديد . عرب بلاد افريقيه را در سال 446 تقسيم كرد . طرابلس و حوالى آن به زغبه رسيد و باجه و حوالى آن نصيب مرداس از بنى رياح شد . سپس بار ديگر بلاد را تقسيم كردند : از قابس تا غرب بهرهء بنى هلال شد . اينان تيره‌هاى رياح و زغبه و معقل و جشم و قره و اثبج و شداد و خلط و سفيان بودند . فرمانروايى از دست معز بن باديس بيرون رفت و عابد بن ابى الغيث بر تونس غلبه يافت و مردمش را اسير كرد . يكى از شيوخشان به نام ابو مسعود ، بونه را به صلح بستد . معز براى خلاص جان خويش به تلاش برخاست . سه دختر خود را به سه تن از امراى عرب : فارس بن ابى الغيث و برادرش عابد و فضل بن ابى على المرداسى داد . معز پسر خود تميم را در سال 448 به مهديه فرستاد و در سال 449 نزد خويشاوندان عرب خود : قبايلى كه از آنان زن گرفته بود كس فرستاد و يارى خواست . آنان در قيروان به او پيوستند و به متابعتش برخاستند و با او از راه دريا به مهديه رفتند . چون ايشان برفتند عربها به شهر داخل شدند و دست به غارت و كشتار زدند و دكانها را تاراج كردند و بناها را ويران نمودند و هر جا زيبايى و رونقى يافتند ويرانش كردند . و همه قصرهاى خاندان بلكين را ويران ساختند . مردم قيروان به جايهاى ديگر گريختند . مصيبت بزرگ و درد تحمل ناشدنى بود . سپس رهسپار مهديه شدند و در آنجا فرود آمدند و راه آذوقه بر شهر بربستند و كاروانها را بزدند . آنگاه پس از صنهاجه به جنگ زناته رفتند . بر آنان نيز غلبه يافتند و ميانشان فتنه و جدال سالها باقى ماند . صاحب تلمسان از اعقاب محمد بن خزر لشكر خود را به سردارى وزيرش ابو سعدى خليفه اليفرنى به جنگ آنان گسيل داشت ، ولى او را شكست دادند و خودش را پس از نبردى طولانى بكشتند . اوضاع افريقيه در اين سالها پريشان و راهها نا امن بود . رياست ضواحى در زناته و بربر ، از آن بنى يفرن و مغراوه و بنى يمانو و بنى يلومان بود . و پيوسته اين رسم عرب و زناته بود . تا آنگاه كه صنهاجه و زناته بر ضواحى افريقيه و زاب غلبه يافتند و صنهاجه را مغلوب كردند و بربرها را در آنجا شكست دادند و ايشان را بندگان خود ساختند . به هنگام دخول عرب در افريقيه چند تن از مردانشان اشتهارى تمام داشتند و از اين گروه بودند : حسن بن سرحان و برادرش بدر بن سرحان و فضل بن ناهض . اينان به دريد از اثبج انتساب دارند و ماضى بن مقرب كه به بنى قره منسوب است . و سلامة بن رزق كه به بنى كثير از بطون كرفه از الاثبج نسبت دارد . و شبانة بن الاحمير و برادرش صليصل كه به بنى عطيه از كرفه انتساب مىرسانند و ذياب بن غانم كه از بنى ثور است و موسى بن يحيى كه منسوب به مرداس و ابن مرداس رياح است نه مرداس سليم . از اين غلط حذر كن - واو از