پس از پيروزى شهر در دست من و دامادم باشد . ابو زكريا اين شرط بپذيرفت و او را بر شهر بلد استيلا داد و او دعوت ابو زكريا بر پاى داشت . و ابو زكريا خود به بجايه راند . شنيده بود كه در بجايه در ميان مردم برخى كشمكشهاست كه به خلاف و جدايى انجاميده است . اينان امير ابو زكريا را به شهر خود فرا خواندند . او نيز شتابان برفت و در سال 684 آن را تصرف كرد .
گويند تصرف بجايه قبل از تصرف قسنطينه بوده است . و آن سان كه ما از مشايخ خود شنيدهايم اين درست است . مردم الجزاير و تدلس نيز اعلام فرمانبردارى كردند و او بر سراسر ثغور غربى مستولى شد و به المنتخب لاحياء دين اللّه ملقب گرديد ، ولى به احترام عمش كه در مراكش بر مسند خلافت نشسته بود از پذيرفتن عنوان امير المؤمنين خوددارى ورزيد . آنگاه ابو الحسين بن سيد الناس را مقام حاجبى خويش داد . ملك او و ملك فرزندانش در اين ناحيهء غربى تأسيس گرديد و كشور به دو قسمت تقسيم شد . تا آنگاه كه ملوكى كه بعد از او آمدند به اين وضع پايان دادند و بر حضرت تونس مستولى شدند و شرح حوادث آن بيايد .
خبر از حركت امير ابو زكريا يحيى به ناحيهء طرابلس و رفتن عثمان بن يغمراسن به بجايه در ايام غيبت او
چون امير ابو زكريا بر ناحيهء غربى مستولى گرديد و آن را از قلمرو تونس خارج ساخت ، آهنگ حركت به تونس نمود و در سال 685 بدان صوب در حركت آمد . عبد اللّه بن رحاب بن محمود از مشايخ دباب به نزد وى آمد . فازازى او را از ورود به حوالى تونس باز داشت و او به قابس در آمد و آنجا را محاصره نمود . او را در اين نبرد پيروزى حاصل شد و روزى مدافعان جنگجوى شهر شكست خوردند . او جمعى را كشت و جمعى را اسير كرد و ربض را ويران نمود و خانههايى را كه در بيشهها و نخلستانهايش بود آتش زد و به مسراته عزيمت نمود . چون به الابيض رسيد قبايل جوارى و محاميد و آل سالم و عربهاى برقه به اطاعتش در آمدند .
در مسراته بود كه خبر يافت كه عثمان بن يغمراسن آهنگ نبرد بجايه كرده است . ماجرا چنين بود كه امير ابو زكريا چون به طلب ملك خود از تلمسان بيرون آمد عثمان بن يغمراسن بدين اقدام راضى نبود و از ديگر سو داود بن عطاف كه او را پناه داده بود از باز پس فرستادن او خوددارى كرده بود عثمان بن يغمراسن سخت به خشم آمد و كينهور شد . پس با صاحب تونس تجديد بيعت كرد و على بن محمد الخراسانى را كه از پروردگان او بود از جانب خود به تونس فرستاد . امير ابو زكريا نيز بر بنى توجين و مغراوه در مغرب اوسط غلبه يافت . اين امور مردم پايتخت را ملول كرد و ابو حفص از اينكه امير ابو زكريا به شهرهاى دور دست قلمروش پى در پى مستولى مىشود به هم بر آمد و با عثمان بن يغمراسن در نهان به مذاكره پرداخت كه به مركز ابو زكريا يعنى بجايه حمله كند . باشد كه او را از پيروزى باز دارد . عثمان بن يغمراسن به سال 686 به بجايه لشكر برد و چند روز بر در شهر مقام كرد . ضواحى بجايه نيكو مقاومت ورزيده و او