تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 352

مساهمون:

ص٣٥٢
چون عربها آن همه ستم ديدند راه ديگر در پيش گرفتند و از امير ابو حفص خبر يافتند كه در قلعهء سنان است . پس نزد او رفتند و در ماه ربيع الاول سال 683 با او بيعت كردند و مقاديرى ساز و برگ نبرد و چند خيمه برايش گرد آوردند . ابو الليل بن احمد اميرشان عهده‌دار تنظيم كارها شد . خبر به ابن ابى عماره رسيد ، به برخى از دولتمردانش بدگمان شد و ابو عمران بن ياسين شيخ دولت خود را گرفت و نيز ابو الحسن بن ياسين و ابن وانودين حسين بن عبد الرحمان سرور زناته را در بند كشيد و شكنجه نمود و اموالشان به زور بستد و آنان را به قتل آورد . اين اعمال مردم را دردمند نمود و كار او روى در پريشانى نهاد . و از آن سخن خواهيم گفت .

خبر از بيرون آمدن ابن ابى عماره به جنگ و بازگشتن او و استيلاى سلطان ابو حفص بر ملك او و هلاكت او

چون سلطان ابو حفص آشكار شد و عربها با او بيعت كردند مردم پايتخت شنيدند و گرد او را گرفتند . ابن ابى عماره نيز دست به كشتار دولتمردان خود زد و آنان نيز كينهء او به دل گرفتند . براى قتال با ابو حفص لشكر از تونس بيرون آورد ولى در لشكرگاهش تزلزل افتاد و شكست خورده بازگشت . مردم آن بلاد در فرمان سلطان ابو حفص در آمدند سلطان به تونس راند و در مكانى نزديك به شهر فرود آمد . ابن ابى عماره هم لشكر در بيرون شهر روبروى او بداشت . ميان دو طرف چند روز نبرد ادامه يافت . و هر روز مكر و حيلهء او بيشتر آشكار مىشد و مردم بيشتر از او برائت مىجستند تا عاقبت خواستند او را تسليم كنند . ابن ابى عماره از لشكرگاه خود بيرون رفت و در جايى پنهان گرديد . سلطان ابو حفص در ماه ربيع الاخر سال 683 به تونس در آمد ابن ابى عماره در تونس پنهان گرديد و در هر جا به جستجوى او پرداختند . عاقبت چند روز پس از داخل شدن سلطان به شهر او را در خانهء يكى از مردم عادى شهر يافتند به نام ابو القاسم قرمادى . خانه را در حال خراب كردند و او را گرفته نزد سلطان بردند . سلطان بزرگ ملك را گرد آورد و او را توبيخ كرد و سخن پرسيد . اعتراف كرد كه ادعايش در باب اينكه از خاندان ايشان است باطل است . سلطان فرمان شكنجه و قتلش را داد . چون كشتندش پيكرش را در كوچه‌هاى شهر كشيدند و سرش را بر نيزه كردند . عبد اللّه بن يغمور عهده‌دار قتل او بود . سلطان ابو حفص عمر بر سرير فرمانروايى تكيه زد . او را المستنصر لقب دادند . مردم دسته دسته به بيعت او در آمدند . مردم شهرهاى دور چون طرابلس و تلمسان و شهرهاى ميان آنها بيعت خويش فرستادند . سلطان شيخ ابو عبد اللّه الفازازى را سردارى سپاه خويش داد و مسئول امور جنگى و امور حوالى شهر ساخت عربها را اقطاع داد تا حق ايشان را در قيام به امر او ادا كرده باشد و حال آنكه آنان را پيش از آن اقطاعى نبود و خلفاى پيش از او از اين كارها تحاشى مىكردند و بدين گونه باب كرم بر رخ ايشان نمىگشودند . سلطان ابو حفص