تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 350

مساهمون:

ص٣٥٠

خبر از رفتن سلطان ابو اسحاق به بجايه و داخل شدن ابن ابى عماره به تونس و سرگذشت او در تونس

چون در آخر ماه شوال سال 681 لشكر سلطان ابو اسحاق پراكنده شد ، خود با جمعى از خواص خويش و لشكريانش رهسپار بجايه گرديد . سلطان بر تونس گذشت و اندكى در كنار شهر توقف كرد تا زن و فرزندش را نيز با خود همراه ساخت . هوا بشدت سرد بود و سلطان در زير ريزش باران و برف با اندك آذوقه‌اى كه با خود داشتند به راه افتاد . سلطان اموال خود را براى جلب قبايل در راه به آنان بخشيده بود . سلطان به قسنطينه رفت . عامل شهر عبد اللّه بن يوقيان هرغى مانع دخول او به شهر شد . از برخى روستاها براى او آذوقه آوردند و سلطان به سوى بجايه راند . ابن ابى عماره به تونس داخل شد . موسى بن ياسين را به وزارت خويش برگزيد و ابو القاسم احمد بن شيخ را مقام حاجبى داد . صاحب الاشغال ابو بكر بن الحسن بن خلدون را گرفت و مصادره كرد و براى گرفتن اموالش شكنجه نمود . آنگاه او را خفه كرد . امور جمع آورى خراج را به عبد الملك بن مكى رئيس قابس داد . لوازم پادشاهى را تمام كرد و كارهاى مملكت و بلاد را ميان دولتمردانش تقسيم كرد و به غزو بجايه رفت .

خبر از تسلط امير ابو فارس بر كار هنگام آمدن پدر به نزد او

در ماه ذو القعدهء همان سال سلطان ابو اسحاق ، رانده از ملك خويش و عارى از كسوت سلطنت ، به بجايه رسيد . پسرش ابو فارس بر او عصيان ورزيد و به قصر خود راهش نداد . سلطان در روض الرفيع فرود آمد . پسر از او خواست خود را خلع كند ، او نيز خود را خلع كرد . جمعى از بزرگان موحدين و مشايخ بجايه به آن شهادت دادند . امير ابو فارس پدر را به قصر الكوكب برد و مردم را به بيعت خود فراخواند . در آخر ماه ذو القعده با او بيعت كردند و المعتمد على اللّه لقب گرفت . آنگاه ياران خود را از رياح و سدويكش فراخواند و براى جنگ با ابن ابى عماره از بجايه بيرون آمد و برادر خود امير ابو زكريا را به جاى خود نهاد . عمش امير ابو حفص و برادرانش نيز با او به جنگ رفتند . بقيهء اين ماجرا را ذكر خواهيم كرد .

خبر از حركت امير ابو فارس براى نبرد با ابن ابى عماره . سپس منهزم شدنش از برابر او و كشته شدن برادرانش در جنگ و اثر اين حادثه در هلاكت پدرشان سلطان ابو اسحاق و فرار برادرشان امير ابو زكريا به تلمسان

چون ابن ابى عماره خبر يافت كه امير ابو فارس زمام ملك از دست پدر به در آورده و اكنون براى نبرد با او لشكر بسيج كرده است ، همهء خاندان حفصى را دستگير كرد و پس از آنكه مىخواست همه را بكشد ، به بند در كشيد ، و با موحدين و ديگر طبقات سپاه ، در ماه صفر سال
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 350 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى